پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٢٧١ - حسين تنها در ميدان
يابد، حسين عليه السّلام فرمود: «خدايا! او را همواره تشنهكام بدار» مرد دارمى خشمگين شد و با پرتاب تيرى به سوى امام، گلوى مبارك حضرت را هدف قرار داد، امام عليه السّلام تير را از گلوى خود خارج ساخت و دستان مباركش را زير گلو نگاهداشت پر از خون كه شد آنها را به آسمان پاشيد و عرضه داشت:
«خدايا! از رفتارى كه اين مردم با پسر دختر پيامبرت انجام مىدهند نزدت شكايت مىآورم» و سپس با تشنگى طاقتفرسا به جايگاه خويش بازگشت و دشمن، وجود مقدس عباس را به محاصره درآورده و بين او و امام فاصله انداختند، وى يكتنه با آنان به نبرد پرداخت تا اينكه به فيض شهادت نائل آمد.[١]
امام حسين عليه السّلام با نگاهى به اطراف خود، به آخرين نقطه ميدان نگريست، همه ياران و اعضاى خاندانش را در درياى خون شناور ديد و پيكرهاى پاك قطعهقطعهشده آنان روى زمين افتاده بود.
بدين ترتيب، امام عليه السّلام كه شمشير رسول خدا را حمايل و قلب على را در سينه و پرچم سفيد حق را در دست و كلمه تقوا را بر زبان جارى داشت، ميان انبوه دشمن، يكه و تنها ماند.
حسين تنها در ميدان
وقتى ابا عبد اللّه الحسين عليه السّلام به اينسو و آنسو نگريست و كسى را نيافت تا از حرم رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله حمايت و پشتيبانى كند با صداى بلند فرمود: «آيا كسى هست از ما حمايت كند؟» امام زين العابدين عليه السّلام با حالت بيمارى كه قادر بر حمل
[١] . ارشاد ٢/ ١٠٩.