پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٢٦٥ - پيكارى به ياد ماندنى
نمىرساندند از پاى نمىافتادند.[١]
همراه با گردش آسياى نبرد خونين در بيابان كربلا، سيلى از خونهاى پاك و مقدس ياران ابا عبد اللّه عليه السّلام در آنجا روان گشت تا راه خويش را به نهر خلود و جاودان الهى بگشايد در آن گيرودار ياران حسين يكى پس از ديگرى روى زمين مىافتادند. قهرمانانى كه سپاه دشمن را با زخمهاى كارى از پا درآورده و سخت كشتار نمودند، به گونهاى كه عمر سعد فرياد زد: سربازان! اگر جنگ به همينگونه ميان ما و آنها درگير باشد، همه شما را از دم تيغ خواهند گذراند.
بنابراين، بايد يكباره بر آنها يورش برده و آنان را آماج تير و سنگ قرار دهيد.
بدينسان، حمله و پيشروى دشمن به سوى باقيمانده ياران حسين عليه السّلام آغاز گرديد و آنها را از هرسو به محاصره درآورده و كليه ابزار و شيوههاى پست و پليد قتل و كشتار را به كار گرفتند و بيشتر ياران حاضر را كه در اردوگاه حسينى حضور داشتند به شهادت رساندند.
در نيمروز عاشورا، وقت نماز ظهر فرارسيد و اينك اين حسين است كه مردم را به نماز فرامىخواند و ميدان كارزارش به محراب جهاد و عبادت تبديل شده و شمشير و نيزهها در ايجاد مانع ميان او و ميان حضورش در عرصه مناجات و نيايش و عروج به جايگاه قدسيان و عرصههاى جمال و جلال الهى، قادر نبودند.
يارانش يكى پس از ديگرى به ميدان كارزار شتافته و به شهادت مىرسيدند تا آنجا كه جز اعضاى خاندانش يار و ياورى برايش باقى نمانده
[١] . سيرة الائمة الاثنى عشر ٢/ ٧٦.