پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٢٦١ - پيكارى به ياد ماندنى
امام عليه السّلام بدانان فرمود:
مرگتان باد! و خوارى و ذلّت قرينتان باشد. آيا پس از آنكه با شوروشوق فراوان دست يارىخواهى به سمت ما دراز كرده و ما را به يارى خويش خوانديد و آنگاه كه به درخواست شما پاسخ مثبت داده و بىدرنگ به يارى شما شتافتيم، شمشيرهايى را براى دفاع از ما به دست گرفته بوديد، به روى خودمان كشيديد و آتش ستمسوزى را كه ما بر ضدّ دشمنان مشترك خود و شما برافروخته بوديم، بر ضد ما شعلهور ساختيد، در نتيجه به حمايت و پشتيبانى دشمنان و به زيان دوستان و پيشوايتان بهپا خاستيد؟ بىآنكه دشمنانتان عدل و دادى در جامعه شما حاكم ساخته باشند و يا اميد چشمانداز آينده بهترى برايتان وجود دارد.
واى بر شما!- آيا سزاوار بلا نيستيد- كه از ما رو برتافتيد و زمانى كه شمشيرها در نيام، تيغها در غلاف و دلها آرام و رأى و انديشهها بىتشويش بود، شما آتش مبارزه را دامن زديد و مانند مور و ملخ از هرسو به جانب ما رو آورديد ولى بسان پروانه از هر طرف فروريختيد و عهد و پيمان خود را شكستيد.
اى بردگان امت! مرگ و خوارى و ذلّت قرينتان باد!
اى پسماندههاى گروهها و احزاب تبهكار!
اى پشتسراندازان كتاب الهى!
اى تحريفكنندگان سخنان پيامبر!
اى جمع تبهكار و جنايتپيشه!
اى فروافتادگان از دماغ شيطان!
اى خاموشكنندگان شيوه و روش نورانى رسول اكرم!
آيا شما حاضر شدهايد به يارى اين طغيانگران تبهكار و استبدادگر بشتابيد و دست از يارى ما بشوييد؟
آرى، به خدا سوگند! فريبكارى و پيمانشكنى، صفت پليد ديرينه شماست، ميان شما