پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٢٥٩ - حر، بين بهشت و دوزخ
حرّ، بين بهشت و دوزخ
حرّ بن يزيد رياحى سخت تحت تأثير سخنان امام حسين عليه السّلام قرار گرفت و از كارهاى گذشته خويش نادم و پشيمان شد و اسب خويش را گاهى به اردوگاه حسين نزديك مىساخت و گاهى به جاى خود بازمىگشت و پريشانى و اضطراب در او پديدار شد، وقتى سبب آن را از وى پرسيدند؛ گفت: «به خدا سوگند! خود را ميان بهشت و دوزخ و دنيا و آخرت مخيّر مىبينم و انسان عاقل هيچگاه چيزى را با آخرت و بهشت سودا نمىكند» اين را گفت و تازيانهاى محكم بر اسبش نواخت و به امام حسين عليه السّلام پيوست و بر در خيمه حضرت ايستاد، امام حسين عليه السّلام از خيمه بيرون آمد و به سمت حرّ رفت. حرّ از روى اسب خم شد و دست امام را بوسه زد و با درخواست عفو و بخشش از او پرسيد: آيا خدا او را مىبخشايد؟ حضرت بدو فرمود: آرى، خدا توبهات را مىپذيرد و او بسيار توبهپذير و مهربان است.
حرّ عرضه داشت: به خدا سوگند! براى خود راه توبهاى جز جنگ در ركاب تو و جان دادن در راهت نمىبينم و سپس به ميدان تاخت و كوفيان را پند و اندرز داد و رفتار زشتشان را با امام، بدانها يادآور شد و آنان را به يارى ابا عبد اللّه الحسين عليه السّلام فراخواند و از نبرد با آن حضرت برحذر داشت. آنگاه خود به معركه شتافت، سربازان دشمن او را از يارانش جدا ساخته و سپس دستهجمعى بر او يورش برده و وى را به شهادت رساندند.[١]
[١] . ارشاد ٢/ ٩٩، الفتوح، ٥/ ١١٣، بحار الانوار ٥/ ١٥.