پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٢٥٨ - سخنان امام حسين عليه السلام در برابر سپاه كوفه
ندارد. واى بر شما! آيا كسى از شما را كشتهام؟ يا مالى از كسى ستاندهام؟ يا جراحتى بر شما وارد ساختهام كه مرا سزاوار كيفر مىپنداريد؟
همه سكوت كردند. حضرت صدا زد:
اى شبث بن ربعى! اى حجّار بن أبجر! اى قيس بن اشعث! و اى يزيد بن حارث! آيا شما به من نامه ننوشتيد كه [اماما] ميوههايمان رسيده و درختانمان سرسبز و خرم است و در انتظار مقدمت لحظهشمارى مىكنيم و در كوفه بر لشكريان مجهّز و آماده خويش وارد خواهى شد؟
اشعث بن قيس در پاسخ امام عليه السّلام گفت: ما منظور شما را نمىدانيم، ولى [از من بشنو] به حكومت عموزادهات تن دربده. امام عليه السّلام بدو فرمود: به خدا سوگند! نه دست ذلّت در دستتان مىنهم و نه همچون بردگان از برابرى با دشمن مىگريزم.
آنگاه با صداى بلند فرمود:
يا عباد اللّه! انّي عذت بربّي و ربّكم أن ترجمون اعوذ بربّي و ربّكم من كل متكبّر لا يؤمن بيوم الحساب[١]؛
من به پروردگار خويش و پروردگار شما پناه مىبرم از اينكه مرا متهم كنيد و از شر هر انسان متكبّرى كه به روز جزا ايمان ندارد، به پروردگار خود و پروردگار شما پناه مىجويم.
دشمن بر جنگ با حضرت و استمرار در باطلگرايى خويش پافشارى نشان داده و در پاسخ آن بزرگوار همان سخن اهل مدين به پيامبرشان را بر زبان آوردند كه خداى عز و جل در قرآن كريم به آن اشاره فرموده است: ما نَفْقَهُ كَثِيراً مِمَّا تَقُولُ، وَ إِنَّا لَنَراكَ فِينا ضَعِيفاً[٢]؛ بيشتر سخنانت را نمىفهميم و شما را بين خود فردى عاجز و ناتوان مىپنداريم.
[١] . ارشاد ٢/ ٩٨، اعلام الورى ١/ ٤٥٩.
[٢] . هود/ ٩١.