پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٢٤٨ - ورود سپاه كوفه
احتمالات و احتياطهاى لازم، قادر بر انجام چنين كارى نبود. به ويژه اگر كسى با مردم كوفه و بوقلمون صفتى و ناپايدارى آنان در كارها، آشنايى داشت.[١]
سپاهيان اموى به فرماندهى عمر سعد دستهدسته از راه رسيده و امام حسين عليه السّلام و خاندان و ياران وى را به محاصره درآورده و ميان آنان و آب فرات كه در نزديكى آنها قرار داشت، فاصله انداختند. در گفتوگوهاى محدودى كه بين عمر سعد و امام حسين عليه السّلام صورت گرفت، حضرت موضع خويش و آنان و دعوتى را كه از او انجام داده بودند، به خوبى روشن ساخت و در جهت روشن شدن حق، تمام دلايل و براهين خود را بر آنان اقامه فرمود و رفتار زشت و مكر و نيرنگ آنان و شكستن عهد و پيمانهايى كه در آنها به وى وعده يارى و پشتيبانى داده بودند و ضرورت از ميان برداشتن فساد و تباهى را برايشان تشريح كرد.
ولى عنصر تبهكارى چون عمر سعد كه خود، مجرى فساد و تباهى و ستم و بيداد اموى تلقى مىشد، تمام توجهش اجراى دستورات ابن زياد و بيعت گرفتن از امام عليه السّلام براى يزيد و يا كشتن وى و اعضاى خاندان و يارانش[٢] بود بىآنكه هيچگونه حرمتى به خاندان پيامبر صلّى اللّه عليه و آله قائل شود بلكه آنگونه كه در نامه ابن زياد به عمر سعد آمده وى حقد و كينه خاندان پيامبر را در دل داشت، آنجا كه گفت: ميان حسين و يارانش با آب فاصله بيندازيد و اجازه ندهيد حتى قطرهاى آب بنوشند تا همانگونه كه عثمان بن عفان جان داد، اينان نيز از تشنگى از پا درآيند.[٣]
[١] . سيرة الائمه الاثنى عشر، بخش دوم/ ٦٨.
[٢] . ارشاد شيخ مفيد ٢/ ٨٥، الفتوح ٥/ ٩٧، بحار الانوار ٤٤/ ٢٨٤، اعلام الورى ١/ ٤٥١ البداية و النهايه ٨/ ١٨٩، مقتل مقرم ١/ ٢٤٥.
[٣] . اعلام الورى ١/ ٤٥٢.