پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٢٤٤ - برخورد امام حسين عليه السلام با حر
حرّ گفت: به خدا من از نامهها و فرستادگانى كه مىگويى بىخبرم.
امام عليه السّلام به يكى از يارانش فرمود: اى عقبة بن سمعان، خورجينهاى حامل نامههايشان را بگشا، آن مرد دو خورجين پر از نامه بيرون آورد و در برابر حرّ به زمين ريخت.»
حرّ به حضرت عرضه داشت: ما از كسانى كه به شما نامه نوشتهاند نيستيم، تنها مأموريت يافتيم هركجا با شما ديدار كرديم از شما جدا نشويم تا شما را در كوفه بر عبيد اللّه بن زياد وارد كنيم.
امام حسين عليه السّلام فرمود: مرگ برايت از اين خواسته كه دارى نزديكتر است.
سپس رو به يارانش كرد و فرمود: «به پا خيزيد و سوار شويد.» آنان نيز سوار شده و در انتظار ماندند تا زنانشان نيز سوار شوند. سپس حضرت به ياران خود فرمود: «حركت كنيد» وقتى به حركت درآمدند، سربازان حرّ از رفتن آنان جلوگيرى به عمل آوردند، امام حسين عليه السّلام فرمود: مادرت به عزايت بنشيند، چه قصد دارى؟»
حر اظهار داشت: هريك از اعراب غير از شما با شرايطى كه اكنون دارى اگر با من چنين سخن گفته بود، همينگونه مادرش را ياد مىكردم، هرچه رخ مىداد پروايى نداشتم، ولى به خدا سوگند! چه كنم كه جز به بهترين نام نمىتوانم از مادرت (زهرا) ياد كنم.[١]
[١] . ارشاد ٢/ ٨٠، تاريخ طبرى ٣/ ٣٠٦.