پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٢٣٨ - دستگيرى و شهادت قيس بن مسهر
اينرو رئيس پليس خود حصين بن نمير تميمى را به اجراى اين مأموريت، موظّف ساخت، حصين منطقهاى استراتژيك انتخاب كرد تا بتواند از آنجا بر مسير حركت امام عليه السّلام مسلط باشد، به همين دليل در منطقه قادسيه فرود آمد و آنجا را مقرّ فرماندهى خود قرار داد.
دستگيرى و شهادت قيس بن مسهّر
قيس بن مسهر صيداوى نامه امام عليه السّلام را به كوفه برد، وقتى به قادسيه رسيد، حصين بن نمير، او را دستگير و نزد عبيد اللّه بن زياد فرستاد، عبيد اللّه به قيس گفت: بايد بر منبر بالا روى و حسين بن على دروغگو را ناسزا بگويى، قيس بر فراز منبر رفت و حمد و ثناى خدا را به جا آورد و سپس اظهار داشت: (مردم!) حسين بن على بهترين آفريده خدا، فرزند فاطمه دخت نبى اكرم صلّى اللّه عليه و آله است و من فرستاده او نزد شما هستم و در منطقه «حاجر» از آن بزرگوار جدا شدم، اكنون شما بدو پاسخ مثبت دهيد، پس از آن عبيد اللّه زياد و پدرش را لعنت فرستاد و براى على بن ابى طالب آمرزش خواست و بر او درود فرستاد. در پى اين سخنان، عبيد اللّه فرمان داد او را از فراز دار الاماره به زير افكنند، مأموران، پيكر پاك قيس را به زمين افكندند و قطعهقطعه كردند.[١] روايت شده! قيس بن مسهر، دست بسته به زمين افكنده شد و استخوانهاى او درهم شكست، هنوز رمقى در بدنش باقى مانده بود كه مردى به نام عبد الملك بن عمير لخمى از راه رسيد و سر او را از بدن جدا ساخت، وقتى علت اين كار را از او جويا شدند و مورد نكوهش قرار گرفت، در پاسخ گفت: خواستم او را راحت كنم.
[١] . ارشاد ٢/ ٧١، مثير الاحزان/ ٤٢، البدايه و النهايه ٨/ ١٨١.