پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٢٢٩ - گزينش هجرت به عراق
رسالت و فضايل والاى اخلاقى و برانگيختن روح پرخاشگرى و عصيان در برابر ستم و بيداد و ستمپيشگان به شمار مىرفت. به فرض اگر امام عليه السّلام سرزمين ديگرى انتخاب كرده بود، سلطه حكومت اموى بر او چنگ مىانداخت و بىآنكه اهداف رسالتى را كه به خاطر آن بدان ديار آمده بود عملى سازد، وى را از سر راه برمىداشت.
٦. از آنجا كه مردم عراق همواره با امويان در كشاكش بوده و دست و پنجه نرم مىكردند، فضاى آن ديار براى انتشار نهضت انقلابى ابا عبد اللّه الحسين عليه السّلام و افكار و انديشه آن بزرگمرد، كاملا آماده بود. و از همين جا بود كه بنى اميه رسوا، و اعمال ننگين آنان كه در پوشش شرع و دين انجام مىپذيرفت فاش گرديد، به گونهاى كه حتى گرايشهاى عاطفى مورد ادعاى مردم عراق خود، يكى از علل و انگيزههاى دوام و استمرار شعلهور بودن نهضت حسينى و پيامهاى آن به شمار مىآمد كه تاكنون شاهد آن هستيم.
البته شايد علل و اسباب ديگرى نيز وجود داشته باشد كه ما بدان پى نبردهايم، به ويژه وقتى ملاحظه مىكنيم امام حسين عليه السّلام با برهان و دليل، از فرجام مبارزه خود كاملا آگاهى داشت و از چگونگى ساختار اجتماعى و سياسى جامعهاى كه با بينش سياسى فوقالعادهاش به سمت آن در حركت بود، اطلاع داشت و با سخنان خيرخواهانهاى كه برخى از شخصيتها بدو پيشنهاد دادند، افزون بر عصمت و مصونيّت آن حضرت از هرگونه خطا و لغزش و هوا و هوس- به نحوى كه ما معتقديم- بنابراين و با تنها گذاشتن حضرت هر چند با جنايت فجيعى كه صورت گرفت و مردم از يارى امام دست برداشته و لكّه ننگينى را در دنيا و آخرت بر دامن خود نهادند، ولى گزينش و انتخاب عراق از ناحيه امام به عنوان خاستگاه نهضت و قيامش با بينش كامل و برنامه ريزى دقيقى صورت گرفته است.