پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٢١٧ - نگرانى يزيد و مشورت با سرجون
آورد و در مورد دشمنانت مانند تو عمل نمايد، زيرا نعمان فردى ضعيف و ناتوان است و يا خود را ناتوان جلوه مىدهد.[١]
تاريخنگاران مىافزايند: عمارة بن عقبه و سپس عمر بن سعد بن ابى وقاص نيز، نظير آن نامه را به يزيد نوشتند.[٢]
نگرانى يزيد و مشورت با سرجون:[٣]
خبرهايى كه از كوفه به يزيد رسيد و حاكى از مخالفت مردم كوفه با حكومت اموى و بيعت با امام حسين عليه السّلام بود، وى را به شدت نگران ساخت.
از اينرو، سرجون غلام معاويه را فراخواند و به او گفت: حسين، مسلم
[١] . ارشاد ٧/ ٤٢، اعلام الورى ١/ ٢٣٧.
[٢] . همان.
[٣] . سرجون غلامى مسيحى بود كه معاويه وى را به عنوان كاتب و مشاور خويش انتخاب كرده بود، وى در دوران يزيد كه خود به آداب و رسوم مسيحيت تربيت يافته و به آن آيين نزديكتر از ديگر مسلكها بود همچنان در منصب مهم خود باقى ماند. البته اين نخستينبارى نبود كه جاى انگشت اهل كتاب را در ساختار موضعگيرى اين زمامداران در قبال رسالت و مبانى اعتقادى مسلمانان و رهبران امانتدار آن مشاهده مىكنيم.
در واقع هريك از افرادى نظير تميم دارى( راهب مسيحى) و كعب الاحبار( يهودى) جايگاه ويژهاى نزد عمر داشتند به گونهاى كه به آنان احترام قائل مىشد و با آنها به مشورت مىپرداخت و بدانها رخصت مىداد افزون بر تدريس تورات و تفسير قرآن، هر هفته قبل از نماز جمعه سخنرانى كنند و اين كار در زمانى صورت مىپذيرفت كه اجازه نگارش و نقل احاديث رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله را به صحابه نمىداد بلكه براى اينكه روايات و سيره رسول خدا را منتشر سازد، آنان را در مدينه زندانى مىكرد.
كنز العمال حديث ٤٨٦٥، تذكرة الحفاظ در شرح حالات عمر؛ تاريخ ابن كثير ٨/ ١٠٧.
اين داستانپردازان پس از عمر با نفوذ در دربار امويان به موقعيتهاى بالايى دست يافتند و با اينكه امام على عليه السّلام اين افراد را همواره از مسجد بيرون رانده بود، در دربار عباسيان نيز به نشر اكاذيب مىپرداختند. بعيد نيست ورود بسيارى از اعتقادات انحرافى نظير جسم دانستن خدا و عدم عصمت پيامبران و ديگر مفاهيم انحرافى كه به منابع اسلامى راه يافته، نتيجه همين حضور جدى آنان با عنوان شعار اسلام و پند و موعظه فرمانروايان در عرصه اسلامى باشد.
معاويه با گزينش حاشيهنشينانى پردامنه از اهل كتاب، انگشتنما بود، چنانكه ملاحظه مىكنيم سرجون كاتب و مشاورش و« أثال» پزشك معالج و« أخطل» شاعر دربار وى همه مسيحى بودهاند و شام قبل از اسلام پايتخت روميان بيزانس بوده است. معالم المدرستين ٢/ ٥١- ٥٣.