پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٢٠٦ - نامههاى كوفيان به امام عليه السلام
بن شداد بجلى، حبيب بن مظاهر و پيروان مؤمن و مسلمانش در كوفه.
درود بر شما، خدايى را كه معبودى جز او وجود ندارد، در پيشگاهت حمد و سپاس مىگوييم.
اما بعد؛ سپاس خدايى كه دشمن ستمپيشهات را كه همواره بر اين امت ستم روا مىداشت و خلافتشان را ربود و امورشان را غصب كرد و بدون رضايتشان بر آنان حاكميت يافت، درهم شكست. سپس برجستهترين افرادشان را از دم تيغ گذراند و تبهكارانشان را باقى گذاشت و اموال خدا را ميان طاغيان و سركشان و ثروتمندان آنها دستبهدست گرداند، چنين فردى از رحمت خدا دور باد، همانگونه كه ثموديان دور شدند (اماما!) ما پيشوايى غير از شما نداريم، به سوى ما قدم رنجه فرما شايد خداوند به بركت وجودت ما را به پذيرش حق متحد گرداند. نعمان بن بشير در كاخش (به عيشونوش مىپردازد) و ما در نماز جمعهاش شركت نمىكنيم و به همراه او در مراسم عيد از شهر بيرون نمىرويم، اگر پى ببريم كه آن جناب به سوى ما رهسپار گشتهاى، به خواست خداى متعال نعمان را از شهر بيرون رانده و روانه شام خواهيم كرد.»
سپس اين نامه را توسط عبد اللّه بن مسمع همدانى و عبد اللّه بن وال نزد حضرت فرستاده و به آندو دستور دادند، شتابان نامه را به امام برسانند، آنها به سرعت حركت كرده تا اينكه در دهم رمضان در مكه حضور امام عليه السّلام شرفياب شدند. مردم كوفه دو روز پس از فرستادن نخستين نامه، نزديك صد و پنجاه نامه ديگر كه هريك به امضاى، يك يا دو يا چهار نفر رسيده بود، توسط قيس بن مسهّر صيداوى، عبد اللّه و عبد الرحمان پسران شداّد ارجبى، عمارة بن عبد سلولى، خدمت امام حسين عليه السّلام ارسال كردند و پس از دو روز