پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١٨٨ - ٦ ستم و ناامنى
دست خيانتكاران به خونش آلوده شود و او را به قتل برسانند، دست به قيام بزند؛ چراكه وى تا آن روز امكان ايفاى نقشى را كه ميان امت بر او لازم بود نيافته بوده وى كوشيد هرگونه فرصتى را كه امويان در جهت خيانت به او، از آن بهره مىگيرند، از آنان سلب و به عنوان مدافع اهل بيت عليهم السّلام نبوت، ابراز وجود نمايد.
٦. ستم و ناامنى
حكومت بنى اميه بر پايه جور و ستم و زور و دشمنى، شكل گرفت. از آن زمان كه معاويه و دارودستهاش به عنوان يك قدرت در جهان اسلام پديدار شدند، بر ضّد رهبر و پيشواى مسلمانان پس از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله دست به سركشى و طغيان زده و اعمال خيانتكارانه خود را كه رخدادهاى ناگوارى براى مسلمانان در پى داشت، شدت بخشيد. خونهاى زيادى را بر زمين ريخت و آن روز كه حكومت در انحصار وى قرار داشت، بدنهادترين انسانها را بر اداره امور مسلمانان گمارد بلكه قبل از تسلط بر امت، كليه عناصر طرفدار او ميان مردم به ايجاد بيم و هراس و قتل و كشتار پرداختند به گونهاى كه مردم در زمان فرمانروايى زياد بن ابيه براى بيان دليل ناامنى در سراسر كشور جمله «سعد را نجات بده، كه سعيد از دست رفت» را بر زبان مىآوردند.[١]
از سويى هيئت حاكم اموى در تحقير گروهها و مجموعههاى بزرگى از مسلمانان فوقالعاده كوشيد و به آنان از ديدگاهى متكبرانه و قبيلهاى مىنگريست،[٢] چنانكه معاويه در سياست خود كه يزيد آن را به ارث برد،
[١] . تاريخ طبرى ٦/ ٧٧، تاريخ ابن عساكر ٣/ ٢٢٢، استيعاب ١/ ٦٠، تاريخ ابن كثير ٧/ ٣١٩.
[٢] . عقد الفريد ٢/ ٢٥٨، طبقات ابن سعد ٦/ ١٧٥، نهاية الادب ٦/ ٨٦.