پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١٧٧ - وصيتهاى امام عليه السلام
اين وصيت حسين بن على به برادرش محمد حنفيه است. حسين گواهى مىدهد كه معبودى جز خداى يگانه نيست و محمد، بنده و فرستاده اوست و آيين حق را از سوى خدا براى جهانيان آورده است و شهادت مىدهد كه بهشت و دوزخ حق است و روز رستاخيز بىترديد به وقوع خواهد پيوست و خداوند در آن روز همه مردگان را زنده مىگرداند، من نه از سر خودخواهى و نه براى خوشگذرانى و تفريح و نه فساد و ستمگرى، از مدينه خارج مىگردم، بلكه هدفم از اين سفر، اصلاح مفاسد و تباهىهاى امت و امر به معروف و نهى از منكر و زنده كردن سنّت جدم رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و راه و رسم پدرم على بن ابى طالب است. هركس اين واقعيت را از من پذيرا شود، راه خدا را پذيرفته وگرنه صبر و بردبارى پيشه خواهم ساخت تا خداوند ميان من و دشمنانم داورى كند كه او بهترين داوران است.
امام عليه السّلام با وصيت ديگرى به ام سلمه، وى را به امور مربوط به امامت پس از خود سفارش نمود.
روايت شده هنگامى كه امام عليه السّلام تصميم گرفت از مدينه خارج شود. ام سلمه- رضى اللّه عنها- حضور وى شرفياب شد و عرضه داشت: فرزندم با رفتن خويش به سوى عراق مرا اندوهگين مساز. من از جدت رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله شنيدم كه مىفرمود: فرزندم حسين عليه السّلام در سرزمين عراق در منطقهاى به نام كربلا به شهادت خواهد رسيد، امام عليه السّلام در پاسخ ام سلمه فرمود:
مادر! به خدا سوگند! من نيز خود مىدانم كه قطعا كشته خواهم شد، و چارهاى جز اين برايم وجود ندارد، به خدا سوگند! به روزى كه در آن كشته خواهم شد آشنا هستم و قاتل خود را نيز مىشناسم و مكانى را كه در آن به خاك سپرده مىشوم مىدانم و به خوبى مىدانم چه كسى از خاندان و نزديكان و پيروانم كشته خواهند شد، مادر! اگر بخواهى مىتوانم محل قبر و مدفنم را به تو نشان دهم.