پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١٦٧ - مرگ معاويه
هركس ادعاى دوستى مرا داشته باشد ولى به على كينه بورزد، دروغگوست، زيرا چنين فردى كه به على كينه مىورزد مرا دوست ندارد.
در اين هنگام شخصى عرضه داشت: اى رسول خدا! چگونه چنين چيزى ممكن است؟ حضرت فرمود:
«لأنه منى و انا منه، من احبّه فقد أحبّني و من احبّني فقد احب اللّه و من ابغضه فقد ابغضني، و من ابغضني فقد ابغض اللّه؟
زيرا على از من و من از على هستم، هركس دوستدار او باشد، مرا دوست داشته و دوستدار من مورد محبت خداست، و آنكس كه كينه على را به دل داشته باشد، به من كينه ورزيده و هركس كينه مرا به دل داشته باشد، با خدا دشمنى كرده است.»
عرض كردند: آرى، آنچه را اظهار داشتى شنيده بوديم و سپس پراكنده شدند[١].
مرگ معاويه
معاويه در سال ٦٠ هجرى مرد.[٢] و از جناياتى كه مرتكب شده بود و زيادهروى در ريختن خون مسلمانان و چپاول اموالشان، سخت بىقرار و در رنج و عذاب بود، مرگش در دمشق فرارسيد و از ديدن روى فرزند خود كه خلافت را برايش غصب و وى را بر مسلمانان تحميل كرده بود، محروم ماند، به گفته تاريخنگاران: يزيد در زمان مرگ پدرش، در شكارگاهها و غرق در عربدهكشى مستانه و آواز چنگ و دف بود.[٣]
[١] . كتاب سليم بن قيس ٣٢٣، تحقيق محمد باقر انصارى.
[٢] . سيرة الائمه الاثنى عشر ٢/ ٥٤.
[٣] . حياة الامام الحسين ٢/ ٢٣٩- ٢٤٠.