پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١٤٥ - راز گرايشهاى تبهكارانه يزيد
بدين ترتيب، برخى از تاريخنگاران كوشيدهاند تا دليل گستاخى و بىپروايى يزيد را نسبت به اسلام و مقدّسات و حرمتهاى آن، همان شيوه تربيتى او بدانند.
دليل تاريخنگاران در صورتى صحيح است كه زندگى صحرانشينى و تربيت مسيحى از چنان جنبه انحرافآميزى برخوردار باشد كه از عنفوان جوانى تا ولىعهدى پدرش و حاكميت پس از او در وجود يزيد پديد آمده باشد. در صورتى كه اعراب اعمّ از شهرنشين و صحرانشين از آدابورسوم بسيار پسنديدهاى برخوردار بودهاند كه اسلام نيز آنها را مورد تأييد قرار داده است مانند: وفادارى، حسن همجوارى، كرم، بخشش، هميارى، حفظ نواميس و ديگر مواردى كه تاريخ از آنان نقل كرده است، ولى در يزيد ذرّهاى از اين ويژگىها به چشم نمىخورد و تاريخ در هيچ كجا بيان نداشته كه اعراب صحرانشين با خواهران و عمّههاى خود ازدواج مىكردهاند، در صورتى كه از يزيد چنين مواردى نقل شده است. آن دسته از صحرانشينانى كه بر آيين مسيحيت بوده و در دوران قبل از فتح اسلام، متولد مىشدند وقتى به اسلام مىگرويدند بر تمامى آداب و رسومى كه از نياى خود آموخته و بدان مأنوس بودند، خط بطلان مىكشيدند.
در نتيجه مىتوان گفت كه: آن انحراف شديد و بيمارى در شخصيت و رفتار يزيد، داراى علّت و سببى فراتر از تربيت و مراقبت مسيحى بوده است.
تا اينجا با چهرهاى روشن از واقعيت شخصيت يزيد آگاه شديم، او به گونهاى با اسلام بيگانه و از خط آن انحراف داشت كه هيچ مسلمانى به خود اجازه نمىداد بدان تن درداده و در برابرش سكوت اختيار كند، در صورتى كه اسلام، اباحيگرى و فسق و فجور را ممنوع و مردم را به عدالت و