پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١٣٨ - شيفته بوزينه
داراى بوزينهاى ويژه بود كه آن را در كنار خويش نگاه مىداشت و ابو قيس كنيهاش داده بود، باقيمانده ظرف شراب خود را بدان مىنوشاند و مىگفت:
اين بوزينه، پيرمردى از بنى اسرائيل بوده كه در اثر گناه به اين روز افتاده است.
وى بوزينه را بر مادهگورخرى سوار مىكرد و در ميدان اسبدوانى به مسابقه مىفرستاد. روزى همين عمل را انجام داد و بوزينه از ديگر اسبان جلو افتاد و يزيد بسيار شادمان گشت و اين اشعار را سرود:
اى ابو قيس! اضافه لگام را محكم بگير كه اگر بر زمين افتى، مركب ضمانتى ندارد. تو با مركب امير المؤمنين از اسبان همه، گوى سبقت ربودى.[١]
روزى آن را به مسابقه اسبدوانى فرستاد، باد او را بر زمين افكند و مرد، يزيد در مرگ او فوقالعاده اندوهگين شد، دستور داد او را كفن كنند و به خاك بسپارند و به مردم شام فرمان داد براى عرض تسليت به مناسبت مرگ دردناك بوزينهاش نزد او بشتابند و خود در عزاى ميمونش اين اشعار را خواند:[٢]
چه بسيار انسانهاى شرافتمند و صاحب قدرتى كه براى عرض تسليت در مرگ ابو قيس نزد ما شتافتند. ابو قيس بزرگ قبيله بوزينگان و از همه تندروتر و زيباتر و در سر و گردن و رياست، سرآمد امثال خود بود. اى ابو قيس! خداوند قبرى را كه تو در آن اقامت دارى و زيبايى و ريشه بزغاله در آن وجود دارد، از رحمتش دور نگرداند.[٣]
[١] .
|
تمسّك ابا قيس بفضل زمامها |
فليس عليها ان سقطت ضمان |
|
|
فقد سبقت خيل الجماعة كلّها |
و خيل امير المؤمنين أتان |
|
[٢] . حياة الامام الحسين ٢/ ١٨٢ به نقل از جواهر المكاسب/ ١٤٣.
[٣] .
|
كم من كرام و قوم ذو و محافظة |
جاء لنا ليعزّوا في أبي قيس |
|
|
شيخ العشيرة امضاها و اجملها |
على الرؤوس و في الّا عناق و الريس |
|
|
لا يبعد اللّه قبرا أنت ساكنه |
فيه جمال و فيه لحية التيس |
|