پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١٣٧ - شيفته بوزينه
رحم و دلسوزى و عدالت، به سرشت پليد و اخلاق پست وى راه نمىيافت.
دست به كشتار مردم مىزد، به آزار و شكنجه آنان مىپرداخت و از اين كار احساس لذّت و سرمستى مىكرد و نظارهگر رنج و عذاب ديگران و كانون زشتترين صفات ناپسند بود. همدمان وى را زنان و مردانى از فرومايهترين اقشار جامعه تشكيل مىدادند كه خود، بهترين دليل بر اين قضيه است[١].
يزيد، نزد دايىهاى باديهنشين خود از قبيله كلاب كه قبل از ظهور اسلام، پيرو آيين مسيح بودند، نشو و نما كرد و افسار گسيخته در كنار فرزندان هرزه و نابكار آنان بسر مىبرد و در حدّ زيادى تحت تأثير اخلاق و رفتار آنها قرار گرفت، همراه با آنان شراب مىنوشيد و به سگبازى مىپرداخت.
دلباخته شكار
يكى از صفات بارز يزيد، علاقه و اشتياق زياد وى به شكار بوده كه اغلب اوقاتش را در آن سپرى مىكرده است. بنا به نقل تاريخنگاران: يزيد بن معاويه دلداده و عاشق شكار بود و خود را به آن سرگرم مىساخت. بر گردن سگهاى شكارى حلقهاى زرّين مىآويخت و پارچههاى زربفتى بر آنها مىپوشاند و براى هريك از سگهايش بردهاى گمارده بود تا امور مربوط به آن را انجام دهد[٢].
شيفته بوزينه
تاريخنگاران اتفاقنظر دارند كه يزيد، عاشق و شيفته ميمون بوده و خود
[١] . حياة الامام الحسين ٢/ ١٨١- ١٨٢.
[٢] . به الفخرى از ابن طقطقى/ ٤٥، تاريخ يعقوبى ٢/ ٢٣٠، تاريخ طبرى ٤/ ٣٦٨، البداية و النهاية ٨/ ٢٣٦- ٢٣٩ مراجعه شود.