صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٥٣٧ - آزادى يا بىبند و بارى؟!
اين طور باشد، اين طور آزاديها را ملت ما نمىتوانند بپذيرند.
ملت ما اين همه زحمت كشيدند و اين همه خون دادند و اين همه گرفتارى پيدا كردند و اين همه فرياد زدند، اينها براى اسلام اين كارها را كردند. اسلام را مردم مىخواهند.
اگر ما اسلام نداشتيم الآن هم همان معانى سابق بود. مردم براى جهات ديگرى غير اسلام نمىروند خون خودشان را بريزند. مردم شهادت را مىخواهند. الآن هم باز اشخاصى مىآيند از من استدعا مىكنند كه دعا كنيد كه ما شهيد بشويم. شهادت را براى چه مىخواهند؟ شهادت را براى اين مىخواهند كه يك مثلًا غير اسلام يك چيز ديگرى تحقق پيدا كند؟ يك دمكراسى غربى باشد؟ يك آزادى مثل شوروى باشد؟ يك آزادى مثل- مثلًا- امريكا باشد؟ يا اسلام را مىخواهند اينها؟
اگر اسلام نبود، همه اينهايى كه دارند مىگويند آزادى آزادى- همه اينها- يا در اروپا بايد زندگى بكنند يا در بيغولهها! اسلام اينها را از بيغولهها بيرون آورد و از خارج كشور آورد به داخل. حالا كه آورده، باز حرفهايى مىزنند كه مسيرْ مسير اسلام نيست. اين كارى كه اسلام كرد اين بود كه شماها را آزاد كرد، شماها را از حبسها بيرون آورد، شماها را از تبعيدات برگرداند. شماهايى كه رفتيد در خارج نشستيد و تماشا كرديد تا خون مردم ريخته شد، حالا فرصت به دستتان آمد و آمديد به ايران. همچو كرد كه شما حالا آزاد شديد لكن آزادى كه بر ضد اسلام صحبت كنيد! آزادى كه بر ضد همان كه شما را آزاد كرده است بحث بكنيد! آزاديى كه همه چيز بگوييد الّا اسلام! همه حرفها را بزنيد، همه چيز خوب است لكن از اسلام صحبت نشود! اگر يك كسى از اسلام صحبت مىكند به او حمله بكنيد! اين حرفها نيست در كار. مطبوعات و كليه [نشرياتى] كه در يك كشورى هست به خدمت ملت بايد باشد، براى يك ملتى بايد آموزنده باشد، مسير ملت را بايد روشن كند؛ نه اينكه بر خلاف مسير ملت عمل بكند. هرجا و هر روزنامهاى، هر مطبوعاتى، و هر چه كه از اين رسانههاى- به اصطلاح- تبليغاتى هست، همه اينها بايد مسيرشان همان مسير ملت باشد و تخلف از اين نكنند. اين، هم بر صلاح خودشان است، هم بر صلاح كشور است، و هم موافق با قوانين موضوعه در يك كشور.