صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٥١٠ - نقش ملت در پشتيبانى از دولت
ملى باشد به دست ملت يك حكومتى وجود پيدا بكند، چون از خودشان است اگر يك وقتى از بين برود، همه ناراحت مىشوند اگر بخواهد از بين برود، همه پشتيباناند لكن حكومت اگر چنانچه پايه قدرتش بر دوش ملت نباشد، به اين وضع در مىآيد كه آن روزى كه مىگويند رفت، خيابانها آن طور شد كه ديديد- من نبودم لكن نقل مىكنند- شاديها آن طور شد كه ديديد. همان كه من به او تنبه دادم كه نكن كه اين طور بشود.
عبرت از تاريخ
اين بايد مايه تنبه براى ماها بشود- فرق نمىكند- يك قدرتى كه در رأس است و همه مملكت تحت سيطرهاش است؛ يا يك قدرتى كه در يك استان است؛ يا يك قدرتى كه در يك شهر است؛ يا يك قصبه است. اگر چنانچه عقل داشته باشند قدرتها، بايد از اين تاريخ موجود عبرت ببرند؛ كه وقتى حكومتى پايه قدرتش به دوش ملت نباشد و ملت با قلبش با آن موافق نباشند، هر چه قدرتمند باشد هم نمىتواند پايدارى كند. ديديد كه قدرت خودش چه بود؛ علاوه بر او، همه قدرتها با او موافق بودند؛ يعنى ما در تمام دنيا يك كسى كه با او مخالف باشد حالا شايد يك نفر، مثلًا يكى از دولتها، شايد آن هم اظهار مىكرد- حالا راست گفته يا نه نمىدانم- اما تمام دول بزرگ با او موافق بودند؛ ابرقدرتها موافق بودند؛ تمام دول عربى با او موافق بودند؛ اين خليج و اين كويت و اين، عرض مىكنم كه، دول عربى با او موافق بودند؛ در عين حال چون پايه قدرت بر قلوب مردم نبود، روى دوش ملت نبود، همه قدرتها دستشان را روى هم گذاشتند و قدرتهايشان را روى هم گذاشتند كه نگه دارند او را- و نتوانستند- رفت! اين يك تاريخ موجود است؛ و بايد براى ما همه عبرت باشد.
نقش ملت در پشتيبانى از دولت
شما كه در شهربانى كاشان هستيد، آن هم كه در شهربانى قم است، آن هم كه رئيس شهربانى كل است، آن هم كه رئيس ارتش كل است، آن هم كه رئيس ژاندارمرى كل است، آن هم كه رئيس دولت است، اينها توجه داشته باشند كه آنكه مىتواند اينها را نگه