صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٥٠٠ - فضايل و رذايل اخلاقى در انسان
فحاشى، با اين طور چيزها، آبرويشان را مىريزد. درندگى است اينها. يا درندگيهاى ديگرى دارد. ملكهاى در انسان پيدا مىشود كه يك ملكه درندگى است. انسان وقتى از اينجا منتقل مىشود به ماوراى اينجا، همان ملكه درندگى مطابق با يك صورتى كه مناسب با اين است، مىشود يك صورت حيوانى!- كه يكى از حيوانات كه درنده هستند اين به حسب تناسب با او تناسب دارد- متحول به آن صورت مىشود. مىگويند گاهى وقتها انسان چند تا صورت آنجا دارد؛ صورتهاى مختلف دارد. در طرف اعمال صالحه هم اين طورى است.
اعمال صالحه آنهايى است كه سازش داشته باشد با نفس انسان. نفس انسان سعادتمند خلق شده است. يعنى استعداد سعادت در آن هست و فطرت انسان فطرت سعيد است. عمل صالح آن است كه با اين فطرت سازش داشته باشد. «صالح» يعنى سازش. سازش داشته باشد با اين فطرت. عمل ناصالح آن است كه با فطرت انسان سازش نداشته باشد. اين اعمالى كه براى برادرهايتان انجام داديد، اين سازش دارد با آن فطرت. فطرت انسان فطرت دوستى است با برادرانش. دشمنى يك فطرت ثانوى است كه در انسان پيدا مىشود. دوستى يك فطرت ابتدايى انسان است. بچه كوچكى كه متولد شده است، اين رحمت و دوستى در او ظاهر است. كم كم اسباب اين مىشود كه از آن طرف بيفتد؛ يا اينكه قوت پيدا كند اين عمل صالحش. اين كارهايى كه شما براى خدمت به برادرهايتان كرديد خيال نكنيد كه از جيبتان رفت! خير. اينهاست كه به جيب شما مىآيد، اين اعمال است كه فردا صورتش را مىبينيد و چه صورتهاى زيبايى! اثرش را مىبينيد و چه اثرهاى زيبايى! و آن روز است كه مىبينيد كه آنهايى كه شكنجه كردند چه حالى دارند. در قرآن هست كه مىبينند اينها آنها را. گاهى احاطه پيدا مىكنند، آنها را مىبينند؛ آنها هم اينها را مىبينند. آنها به اينها مىگويند يك قدرى آبى، چيزى به ما بدهيد. [١] همينهايى كه اين جوانهاى ما را شايد تشنگى هم دادند- دادهاند لا بد- اينها هم در آنجا همچنين هست كه
[١] اشاره به آيه ٥٠ سوره اعراف.