صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٩٩ - فضايل و رذايل اخلاقى در انسان
كنيد در امريكاست؛ شما از اينجا به او فحاشى مىكنيد يا غيبتش را مىكنيد؛ اينجا كه اين زبان اين قدر دراز شده است، در آنجا صورتش اين است كه همين زبان دراز مىشود تا آنجا از رويش عبور مىكنند! در حديث است اين زبان درازى اينجا، آنجا صورت دارد. اين شكنجههاى ناجوانمردانهاى كه به جوانهاى ما كردند، هر شكنجه صورت دارد آنجا. هر داغى كه كردند داغ مىشوند آنجا، همين عملْ آنجا صورت پيدا مىكند. همين عملْ شكنجه مىشود آنجا.
اين اعمال انسانى كه شما كرديد و در يك موقعى بود كه همه در زجر و در شكنجه بودند و شما يك همچو عمل انسانى كرديد و آنها را براى معالجه برديد، [١] همين در آنجا صورت دارد، همين عمل شما يك صورتى در ماوراى طبيعت دارد، كه ما ماوراى طبيعت را حالا نمىتوانيم بفهميم، انبيا مىفهميدند و خداى تبارك و تعالى اطلاع داده است. پس شما هر كارى كه انجام بدهيد و ما هر كارى كه انجام بدهيم، چه كار خوب و چه كار بد، همان را خواهيم ديد. اين طور نيست كه مخفى بشود از جايى از كسى. خود عملى كه انجام مىدهيم، در آنجا متحقق مىشود ملكات انسان. يكى هست كه ملكه خوب دارد يكى هست كه ملكه زشت دارد؛ ملكه بد دارد. همين ملكات در آنجا يك تجسمى دارد؛ تحققى دارد. در نفس انسان ملكه است. ملكه خيانت. اصلْ مثل اينكه طبيعتش طبيعت خائن است. در اينجا انسان ابتدا كه به دنيا مىآيد، همه چيز در انسان به طور استعداد هست. يعنى تحقق ندارد، اما قابل است.
فضايل و رذايل اخلاقى در انسان
اين بچهاى كه به دنيا مىآيد قابل است كه ملكات صالحه پيدا كند، و قابل است كه ملكات رذيله. اگر سعى كرد در آن طرف ملكات رذيله، كم كم اينها تحقق پيدا مىكنند و باطنِ ذات انسان يك موجود رذل مىشود. گاهى انسان كارهايى مىكند كه مناسب با يك جور حيوانى است، درندگى دارد، و لو درندگى لفظى هم باشد كه مردم را با
[١] اشاره به حاضران كه در دوران انقلاب مجروحين را مداوا مىكردند.