صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٨٩ - آزمون الهى
جائر، سلاطين ستمگر كه ملتهاى خودشان را ضعيف مىشمرند و به آنها تعدى مىكنند، دست تعدى به ملتها دراز مىكنند. چنانچه در اين پنجاه و چند سال شما مبتلا بوديد و ما هم مبتلا بوديم و همه ملت مبتلا بودند. ملت را ضعيف مىشمردند و ملت را از روى استكبار نظر مىكردند و به ملت تعدى مىكردند و تجاوز مىكردند. آنها رفتند، و ان شاء اللَّه برنمىگردند. امروز روزى است كه خداى تبارك و تعالى به ما آزادى و استقلال مرحمت فرموده است، و ما را با اين آزادى و استقلال امتحان مىكند. ما را آزادى مرحمت فرموده است كه ببيند در اين آزادى ما چه مىكنيم. ما مستقل شديم و خداوند به ما اين مرحمت را فرمود تا ما چه بكنيم: آيا ما هم از مستكبرين باشيم يا از مستضعفين؟ هر فرد، مىشود كه مستكبر باشد و مىشود مستضعف باشد. اگر من به زير دستهاى خودم، و لو چهار نفر باشد، تعدى و تجاوز كردم و آنها را كوچك شمردم، بنده خدا را كوچك شمردم، من مستكبرم و او مستضعف؛ و مشمول همان معنايى است كه مستكبرين و مستضعفين هستند. اگر شما كسانى كه زير دستتان هست ضعيف شمرديد و به آنها خداى نخواسته تعدى كرديد، تجاوز كرديد، شما هم مستكبر مىشويد. و آن زيردستها مستضعف. ببينيم ما از اين امتحان، از اين بوته امتحان چطور بيرون مىآييم. آيا سرفراز بيرون مىآييم يا گردن كج و شكسته؟ آيا ما با بندگان خدا به طورى كه خداى تبارك و تعالى امر فرموده است رفتار مىكنيم؟ حالا كه آزاد شديم، آزادى را وسيله براى خدمت به خلق و خدمت به خالق قرار مىدهيم. يا آزادى را براى مخالفت با خدا و استكبار بر مردم؟
آزمون الهى
هيچ فرق نيست ما بين من طلبه و اين آقايان اهل علم، و شمايى كه از عشاير محترم هستيد و بازارى و ارتشى و ادارى و همه. همه ما الآن در تحت مراقبت هستيم، مراقبت شديد؛ امتحان الهى. نعمتها گاهى براى امتحان است تا آن اشخاصى كه نالايقاند، آن اشخاصى كه فرصت طلباند، اينها كارهاى خودشان را بكنند و مستحق عذاب بشوند؛ و آنهايى كه لايقاند، آنهايى كه شريفند، آنها هم كارهاى شرافتمندانه خودشان و خدمت