صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٧٢ - نقش علم و ايمان در سرنوشت كشور
جامعه را. ما احتياج به آدم داريم. مملكت ما احتياج دارد به اينكه انسان درست بشود در آن؛ مؤمن باشد. اين آدمى كه از زير دستگاه شما يا از دستگاه ما بيرون مىآيد، اگر مؤمن باشد، ديگر نمىشود كه زير بار ظلم اجانب برود و يا تطميع بتوانند بكنند او را. اين تطميعها و تهديدها را همه آنى كه تطميع مىشود و تهديد [در] آنها اثر مىكند آنهايى [هستند] كه ايمان ندارند. آنى كه تقوا و ايمان دارد نه تطميع در او تأثير مىكند- كه خيانت كند- براى اينكه ببرد يك چيزى؛ و نه تهديد در او اثر مىكند؛ براى اينكه تهديدها را با خلاف تكليف كردن موازنه مىكند، مىگويد نبايد بكنم. اگر شما و ما دست به هم بدهيم و يك جامعه توحيدى، به معناى اينكه همه معتقد به خدا، همه معتقد به اينكه يكوقتى كارها جزا دارد، همه معتقد و مؤمن به همه جهات، اگر ما و شما دست به هم بدهيم و جوانها را مؤمن، متقى، بار بياوريم، مملكتمان تا آخر احيا مىشود و اگر چنانچه ما كوتاهى بكنيم، اين مسئوليت بزرگ را ما به دوش خودمان بكشيم و كوتاهى بكنيم در حق فرزندان اين مملكت، فرض كنيد چند روزى هم يك چيزى بشود و يك صورتى پيدا بكند، فردا بدتر از اين است، به دست اين اشخاصى كه اعتقاد ندارند؛ ايمان ندارند؛ توجه به مصالح كشور ندارند؛ فقط براى مصلحت خودش مىخواهد كار بكند. [وضع بدترى پيش مىآيد].
نقش علم و ايمان در سرنوشت كشور
همه اينهايى كه اين بساط را، اين فضاحتها را، در ايران درست كردند و اين گرفتاريها را براى ملت ما درست كردند براى اين بود كه ايمان در كار نبود. اگر ايمان در كار بود ممكن نبود كه يك آدم يك قراردادهايى درست كند كه حالا دولت ما گرفتارش هستند كه ما هر طرف قضيه را بگيريم ضرر دارد! قراردادها جورى درست شده است كه هر طرف قضيه را مىگويند مىگيريم ضرر برايمان دارد! ماندند چه بكنند. اگر اينها ايمان داشتند، همه چيز يك مملكت را به باد نمىدادند؛ براى اينكه چند تا قصر در خارج داشته باشند؛ چند تا بانك را در خارج پر بكنند. ايمان نبوده است كه اين كارها را كردند.