صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٦٩ - ايجاد اختلاف ميان حوزه و دانشگاه
ملجم، اين فرقى به حالش نمىكند. اگر ابن ملجم بهتر تيمار كرد، با او بيشتر رفيق است. اين آيه شريفه، كه اين مطلب را مىفرمايد، دستور كلى است براى شناخت منحرف از غير منحرف كه ما چطور منحرفها را بشناسيم، و چطور غير منحرفها را. منحرفها آنها هستند كه فرقى به حالشان نمىكند كه اين پارك، اين اتومبيل، كه به دستشان آمده از راه صحيح آمده يا از راه دزدى، خيانت شده است و اين به دستش رسيده است يا اينكه نه، روى امانت و روى يك كسب صحيح آمده است؛ هيچ فرقى به حال او نمىكند. او اتومبيل را مىخواهد؛ او خوبى اتومبيل را مىبيند؛ از كجا آمده، اين اصلًا پيش او مطرح نيست؛ چنانچه پيش «انعام» [١] مطرح نيست كه از كجا آمد. و آن اشخاص انحرافى نظير همان حيوانات از كجا آمده مطرح نيست، چه هست مطرح هست. شما مىتوانيد جوانها را تربيت كنيد به يك تربيتى كه تقوا در آن باشد، نظر اين باشد كه اين از كجا آمده است؛ اين شغل را كى به او داده است؛ اين شغل چه شغلى هست و چه كارى بايد اينجا انجام بدهد.
ايجاد اختلاف ميان حوزه و دانشگاه
... شما و طبقه روحانيين كه هر دو يك شغل داريد؛ هر دو شغل واحد داريد؛ و مع الأسف اين دو قشر را كه مربى جامعه هستند دستهاى ناپاك از هم جدا كرد. ما تا حالا با آقايان روبه نمىشديم. يعنى شما از ما فرار مىكرديد، ما هم از شما، شما ما را قبول نداشتيد؛ ما هم شما را قبول نداشتيم. شما براى ما يك چيزى مىگفتيد؛ ما هم براى شما يك چيزى مىگفتيم. من نه از «شما» مقصودم اين افراد است؛ و نه از «ما» مقصودم خودم هستم. لكن قشرها اين طور شده بودند، مىرفتند توى دانشگاهها به دانشجو و به استاد و به غير استاد و به همه يك صورت بسيار زيباى ظاهرى ارائه مىدادند: اين آخوندها مرتجعند! اينها مىخواهند ما را برگردانند به آن عصر حجر! محمد رضا خان در يكى از
[١] چهارپايان.