صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٦٢ - رسالت مبارزه با روشنفكر مآبها
اسلامى» بدانيد راه، راه شماست و اگر از اين كلمه احتراز كردند اگر ديديد كه با روحانيت شما موافقند، بدانيد با قرآن هم موافقند؛ بدانيد با اسلام هم موافقند. اگر گفتند اسلام منها [ى] روحانيت، بدانيد با اسلام موافق نيستند. اين را براى گول زدن مىگويند، اين را براى اينكه اين دژ را بشكنند. دنبالش اسلام رفته است! ديگر محتاج به [كوبيدن] نيست. اسلامى كه گوينده اسلامى ندارد اين اسلام نيست. اسلام كه توى كتاب نيست؛ كتابش را هم فردا از بين مىبرند. آنى كه روحانيت را مىخواهد ببرد، كتاب روحانيت را هم مىخواهد بريزد دور. اگر روحانيت رفت، تمام كتب دينى ما به دريا ريخته مىشود، آتش زده مىشود. اين برنامه كوتاه مدت براى ملت ما؛
اللهُمَّ قَد بَلَّغتُ،
من رساندم به شما ملت مطلب را، گفتم به شما؛ و بايد هم گفته بشود. من مسائلى كه مىدانم و مىفهمم وظيفهام اين است كه بگويم، و گفتم. من حجتى كه خدا برايم دارد ادا كردم. اين برنامه قليل المدت شماست كه، كوتاه مدت شماست كه بايد با تمام اينها مبارزه كنيد [١] [سخت تر] از آن مبارزهاى كه با شاه كرديد.
رسالت مبارزه با روشنفكر مآبها
دشمنى بعض از اين طوايف براى اسلام كمتر از دشمنى او نبود. او در عين قدرتش هم باز اسم خدا مىآورد، باز زيارت مىرفت- و لو ريا هم بود؛ اما اينها ريايىاش را هم حاضر نيستند! اينها همچو فرار مىكنند از اسلام و از قرآن و از احكام اسلام كه حاضر نيستند دروغش را بگويند كه توى دلشان خلاف هم باشد! بگويند به لفظ. بعض از اين نويسندههاى ما حاضر نيستند براى جلو بردن مقصدشان يك كلمه اسلام را تو [ى] كار بياورند و لو براى اينكه بازى بدهند ما را. با اينها بايد ما همان مبارزهاى را بكنيم كه با محمد رضا كرديم؛ براى اينكه توطئه در كار است نه قضيه آزادى. آزادى لكن توطئه نه. جمعآورى قشرها را درهم و برهم و ميتينگ راه انداختن براى هر بهانهاى، براى هر استخوانى ميتينگ راه انداختن و دنبالش با اسلام مخالفت كردن، قابل تحمل نيست.
[١] اصل: كرديد