صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٥٠ - در آرزوى ايرانى آباد و آزاد
اخير دردهايى كشيديم، ملت ما رنجهايى كشيده است كه تاريخ سراغ ندارد. من از اول كودتاى رضا خان شاهد مسائل بودم، و شايد بين شما كمى باشند كه آن زمان را ياد داشته باشند. من رنجهايى كه به اين ملت از دست ناپاك اين مرد وارد شد و اهانتهايى كه به مقدسات ملت و اسلام وارد شد و ظلمهايى كه بخصوص [به] بانوان محترمه ما وارد شد، همه را شاهد بودم؛ مىديدم. شاهد بودم كه با روحانيون چه كردند، شاهد بودم كه دو روحانى بزرگ آذربايجان را، مرحوم حاج مير صادق آقا و مرحوم انگجى را، تبعيد كردند. شايد سقز بود كه ايشان را تبعيد كردند. شاهد بودم كه علماى خراسان را دسته جمعى گرفتند و به تهران آوردند و به حبس كشيدند. شاهد بودم كه علماى بزرگ اصفهان قيام كردند، و بسيارى از علماى بلاد ديگر تبعيت كردند و در قم مجتمع شدند براى مخالفت با اين مرد خائن. لكن قدرت با آنها بود، و شكستند قدرت اينها را؛ نگذاشتند به ثمر برسد. من شاهد گرفتاريهايى كه براى قشر روحانى در طول مدت حكومت رضا خان بود، گرفتاريهايى كه حاصل شد، من خودم شاهد بودم و شريك بودم در آن گرفتاريها. و شما و ما شاهد خيانتها و جنايتهاى اين پسر بدتر از پدر بوديم. شما ملت شاهد همه اين مصيبتها و جنايتها و خيانتها بوديد. و شما ملت به خواست خداى تبارك و تعالى قيام كرديد، قيام مردانه، قيام همه جانبه، قيام براى خدا. اگر قيام براى خدا باشد و براى اسلام و براى دين باشد، هيچ وقت شكست ندارد. پيشبرد شما براى همين وحدت كلمه و قيام براى خداى تبارك و تعالى و خواستار بودن جمهورى اسلامى شد. شما تا اينجا رسانديد نهضت را، و از اين به بعد بايد دنبال كنيد.
در آرزوى ايرانى آباد و آزاد
ما تا كنون به آن آرزوهايى كه داريم نرسيديم. به بعض از آنها رسيديم. آرزوهايى كه رسيديم بسيار بزرگ بود و ارجمند و ارزشدار. سقوط سلطنت جائرانه و قطع ايادى كفار، اجانب؛ بزرگترين چيزى كه در تاريخ نظير نداشت. بالاتر چيزى كه تصور آن را نمىكردند، ما به اين مرز رسيديم، و اگر در بين شما خائنانى آمدند و گفتند «چه شد»،