صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤١٣ - محروميتهاى فراگير
گنديدهاى كه هستش، اينها هم برداشته بشود. يك حكومت مستقرى پيدا بكنيم؛ بعد كه حكومت مستقر پيدا كرديم، وقت اين است كه دانشگاهى مسائل خودش را طرح بكند، معمم مسائل خودش را طرح بكند، بختيارى مسائل خودش را.
محروميتهاى فراگير
خوب، من اينجا كه نشستم از اقشار مملكت مىآيند اينجا، همه هم درددل دارند، راست هم مىگويند. بختياريها مىآيند مىگويند كه هيچ جا به خرابى محل ما نيست؛ ما نه آب داريم نه برق داريم نه چيزى. بلوچها هم مىآيند همين مطلب را مىگويند. كردستانىها هم مىآيند همين مطلب را مىگويند. خوزستانىها هم همه همين مطلب را مىگويند. همه هم راست مىگويند، همه هم درست مىگويند كه براى آنها كارى نشده؛ براى اينكه رژيم سابق بنا نبود كه براى مردم كارى بكند؛ بنا بود كه بچاپد، نه بنا بود كه عمل بكند! اطراف تهران كه، همين محلههاىِ- سى و چند محلهاى كه اين مستضعفين هستند، اين چادرنشينها هستند، اين زاغهنشينها هستند- براى اينها كار نكردند. اينها هم نه آب دارند نه برق دارند نه هيچى. بنا بر اين نبود، بنا بر اين بود كه براى يك قشرى كار بكنند؛ آنهايى كه منفعت به خودشان مىرسانند يا منفعت ازشان مىبرند، براى آنها يك كارى بشود. براى ديگران بنا بر اين نبود.
همه راست مىگويند اما حالا وقت اين نيست كه بختيارى بگويد «يا اللَّه، الآن همه كارها را انجام بدهيد»! اين معنايش اين است كه بختيارى با- عرض مىكنم- دسته ديگر با هم مخالف بشوند و بدبين بشوند به دولت و بدبين بشوند به نهضت و نهضت شكست بخورد و برگردد به آن حال اول كه تا آخر بختيارى در- عرض مىكنم كه- زحمت و ذلت باشد و خوزستانى هم همين طور. حالا وقت اين است كه همه ما هدايت كنيم مردم را. شما دانشگاهيها هدايت كنيد رفقاى خودتان را؛ دانشگاهيها را هدايت كنيد به اين امر كه آقا مبادا يكوقتى دست خبيثى در كار باشد كه شما را وادار كند به كارى كه اختلاف بينتان واقع بشود.