صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٠٤ - پايگاه در ايران با بهاى غارت نفت
شكستند.
در هر انقلابى وقتى كه به يك نقطهاى رسيد كه يك پيروزى پيدا شد، آن وقت، وقت حساسيت انقلاب است مردم كه خودشان را پيروز ديدند. بعد توجه مىكنند به اينكه خوب، حالا ما چه؟ چه شد؟ حالا زندگىمان چه، حالا قرض داريم، حالا سفتههايمان چه، حالا بازارمان چه. اين اسباب اين مىشود [...] به ضميمه اينكه اين كارشناسهايى كه آنها دارند- امريكا به اين زودى دست از ما برنمىدارد كارشناسهايى كه اينها دارند، اينها از صد سال پيش از اين يا بيشتر، روانشناسى را در ايران شروع كردهاند و مىدانند چه بكنند. الآن عمال آنها بين اقشار مردم افتادهاند كه خوب، اين هم رفتن شاه و اين هم حكومت جمهورى؛ چه شد؟ عمال اينها توى اقشار مردم افتادهاند براى اينكه مردم را سرد كنند و اين نهضت را به سستى بگرايانند [١] و موجب اين بشود كه اين نهضت خاموش بشود [تا] آنها سربلند كنند.
پايگاه در ايران با بهاى غارت نفت
در صورتى كه وقتى روى محاسبات ما حساب بكنيم و ببينيم كه تا حالا چه شده است و بعدها ما مىخواهيم چه بشود، تا حالا معجزه شده است. «چه شده» يعنى چه؟ تا حالا شما اسير بند و قيد سازمان امنيت كه در همه جا ريشه داشت و همه را به رنج مىكشيد. اين حبسهاى بزرگ كه بعضى عكسهاى آن را وقتى كه نشان مىدهند انسان وحشت مىكند! زيرِ زمين چه كردند اينها با مردم! خوب، اين كم كارى بود كه اين نهضت كرد؟ اين «چه شد» يعنى اينكه اين كم كارى بود! كارى است كه همه دنيا، آنهايى كه متفكر هستند در دنيا، حيرت كردند كه اين چه جور واقع شد، چه جور اين سد شكسته شد. از آن طرف دست اجانب كه باز بود در خزائن ما؛ نفت ما را همهاش را مىبردند در ازايش براى خودشان پايگاه درست مىكردند در اينجا به اسم اينكه ما مىخواهيم عوض بدهيم، مىفرستادند آن آهنپارههايشان را يا آن- عرض مىكنم- اسلحههايى كه ايران اصلًا
[١] اصل: بگرانيد.