صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٠١ - سعادت و رفاه در سايه اسلام راستين
آن طورى كه صدر اسلام بود، آن طور در خارج ان شاء اللَّه تحقق پيدا بكند: سعادت براى همه اقشار. سلامت براى همه اقشار. رفاه براى همه اقشار. تعدى هيچ [نيست] در دولت اسلامى. هيچ كس از حكومت نمىترسد. براى اينكه حكومت كارى به مردم ندارد، نمىخواهد. همه بايد از خودشان بترسند كه مبادا جرم بكنند. جرم كه بكنند، حكومت آنان را مىگيرد براى جرمشان. اما ديگر يك ساواكى باشد كه مردم را با بهانه بخواهد بگيرد، و حالا هم كه گرفت زجر بكند، اينها ديگر در كار نيست. ان شاء اللَّه نخواهد شد. الآن شما بحمد اللَّه آزادى را، كه بهترين نعمتهاى الهى است، به دست آورديد. الآن اينجا مطمئن هستيد كه بلند بشويد برويد بيرون، نمىآيند شما را بگيرند، شما را ببرند، كه چرا رفتيد آنجا اجتماع كرديد. اگر چند وقت پيش از اين بود، [در] يك همچو اجتماعى الآن ساواكيها ريخته بودند و همهتان را گرفته بودند و برده بودند. ما را هم، ما را هم چه كرده بودند. حالا بحمد اللَّه اينها ديگر نيست در كار. الحمد للَّه كه دست آنهايى هم كه غارتمان مىكردند، آنها هم دستشان كوتاه شد. آنان را دستشان را هم بريدند. بنا بر اين، ما الآن سنگرى را كه پيش برديم: يكى دست اين چپاولگرها را كوتاه كرديم. و يكى آزادى براى خودمان تهيه كرديم. استقلال داريم و آزادى. الآن آن معنايى كه مىخواستيم حاصل شده است. اين يك مقدار ريشههاى كوچكى كه هستند و گنديدهاى كه هستند و فساد مىكنند، اينها چيزى نيستند. اينها تمام مىشود كارشان. آن قدرت بزرگ رفت؛ اينها ديگر چيزى نيستند. اينها به يك فوت تمام مىشوند! لكن عمده اين است كه ما آن نعمتى كه به ما دادند شكرش را به جا بياوريم. و شكر به اين است كه حفظ كنيم آن چيزى كه به ما اعطا كرده است. حفظش كنيم. اين يك هديه است كه خداى تبارك و تعالى به ملت ما عنايت كرده است. ملت تا اين هديه را حفظ كرده است پيش مىرود. اگر خداى نخواسته اين از دستش برود، باز همان است: ضعيف و بيچاره، كه يك پاسبان بيايد زور بگويد. ان شاء اللَّه خداوند همه شما را حفظ كند، و براى مملكتتان مفيد واقع بشويد. حالا از اين به بعد ديگر يك مملكت اسلامى است؛ و همه ما موظفيم خدمت بكنيم. مثل خدمت به خانه خودتان باشد.