صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٨٠ - جريان مرزها و مرزبانيها
اين كارها انجام بگيرد بگيرند و جلوى آن اشخاصى كه مىآيند كشاورزها حالا آنها بردارند، آنها هم جلويشان را بگيرند. مانعى ندارد كه ما هم نصيحت كنيم به مردم كه اينها كه تراكتور دارند و اينهايى كه [امكانات] دارند، اينها خوب اگر ازشان اجاره بكنند، خوب آنها اجاره مىدهند. اگر هم بنا باشد كه ما هم يك كنارى بگوييم كه مسامحه كنند يك قدرى، يك قدرى بتوانند كمك كنند؛ اين طور چيزها؛ آن هم از قِبَل من مانعى نيست، اينكه من بتوانم.
[در اين هنگام يكى از حضار گزارشى ارائه داد. پس از آن حضرت امام فرمودند:].
آرامش، آرامش به يك معنا هست، يك معنا نيست. خوب سرحدات باز به همان حال اول باقى است. من اين پريروز كه اين آقايان آمدند اينجا من آن قدر صحبت كردم، رفتند و توى ادارههاى خودشان نشستند و كارى هم نكردند! اگر بنا باشد يك مملكتى ارتشش پشت گوش بيندازد، آن رئيس ستاد، مطالب را پشت گوش بيندازد، درست عمل نكند، اين ارتش نمىتواند كارى بكند. و الآن وضع ارتش ما مع الأسف اين طورى است كه اشكال در كار است.
جريان مرزها و مرزبانيها
من حالا نمىخواهم اشكالات را بگويم. اشكالات در كار است. اين اشكالات بايد رفع بشود. بايد تقويت بشود اين سرحدات. خوب، به ما پيشنهاد كردند كه- چنانچه- چند تا مثلًا يك عدهاى از ارتش، با يك مقدارى از پاسدارها، بيايند در اين سرحدات و چادر بزنند در سرحدات، اين ور و آن ور، و پاسدارها هم آنجا باشند، چند تا طياره هم بيايند از آنجا عبور بكنند و رد بشوند، اينها مىترسند، ديگر نمىآيند. اين كار را بايد كرد. الآن مملكت سرحداتش باز است، هر چه مىخواهد تفنگ بياورد، مىآورد. آنها هم نشستهاند آن طرف، تفنگ مىفرستند. بلكه تربيت مىكنند. خوب، اينها بايد جلويش را گرفت. مىتوانيد جلويش را بگيريد. اينها حالا يك چيز مختصرى هستند؛ لكن اگر جلويش را نگيريد مفصل مىشوند. اين مختصر را بايد از اول در اين نطفه