صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٧٦ - اسلام منهاى آخوند يعنى طبّ به استثناى طبيب
است كه شما همه دست به هم بدهيد اين اخلالگرها را جلويشان را بگيريد؛ اين اخلالگرهايى كه هستند. هر جا شما هر كدام هستيد. اشخاصى كه هم كارآمد هستند و هم متعهد، ملى، اسلامى [...]
نقش اسلام در پيروزى انقلاب
آقا! كار هيچ كدامتان پيش نمىرود الّا به اسلام. اين مسأله را، اين نهضت را اسلام پيش برد؛ يعنى همه مردم مىگفتند ما اسلام را مىخواهيم. اگر اين نبود، اين جبهههاى مختلف و اين حزبهاى مختلف هيچ كدام نمىتوانستند اين كار را بكنند. اين ملت از باب اينكه مسلمان بود، و از آن طرف رنجها ديده بود، همه با هم جمع شدند و گفتند ما اسلام را مىخواهيم؛ ما جمهورى اسلامى مىخواهيم. وقتى هم پاى رأى دادن شد، همه ديديد كه اگر- چنانچه- قضيه اسلام در كار نبود آن طور رفراندم را كسى مىتوانست درست بكند؟ امكان نداشت يك همچو رفراندمى- رفراندمى كه در تاريخ ايران كه هيچ، در تاريخ بشر بىسابقه است- يك رفراندمى كه همه با شور و شعف مىروند: پيرمرد هفتاد ساله با جوانها، مريض را توى چرخ مىنشانند و مىآيند مىگذارندش دم آنجا تا رأيش را بيندازد. يكى از مريضها آنجا رأيش را انداخته- براى من نقل كردهاند- رأيش را انداخته و فوت شده است. يك همچو چيز بىسابقهاى براى اين است كه ... زير پرچم اسلام بود كه اين كار انجام گرفت.
اسلام منهاى آخوند يعنى طبّ به استثناى طبيب
اين حرفهايى كه در اين قشرهاى بىاطلاع- نمىگويم كه فاسد، بىتوجه به واقعيات- اين حرفهايى كه زده مىشود، كه در حرفهايشان مىبينيم اصلًا كارى ديگر به اسلام ندارند. هيچى! مثل اينكه قضيه را همين خود جبههها درست كردند و حزبها درست كردند اين نعمت را دارند از دست مىدهند از آن طرف، شما در هر جا كه برويد، آنكه مردم را راه انداخت براى اين چيزها آخوندها بودند.
حالا قيام نكنيد بر ضد آخوند بگوييد كه «اسلام منهاى آخوند»! معنايش اين است كه