صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٥٥ - ايجاد نارضايتى به واسطه تبليغات سوء
كارها را، و همه اقشار را از هم جدا كردند. قشر روحانيين را از دانشگاهها جدا كردند. به روحانيون مىگفتند كه دانشگاهيها يك مردم بىدينى هستند؛ يك دسته فكلى بىدين مضر! به [دانشگاهى] مىگفتند آخوندها درباريند؛ يك دسته مردم دربارى هستند كه هميشه كار مىكنند براى ديگران! و اينها را از هم جدا مىكردند.
ايجاد نارضايتى به واسطه تبليغات سوء
و الحمد للَّه اخيراً اين انفصالها كم شد. و اميد است كه تمام بشود، اگر بگذارند. در اين نهضت كه ملت ما پيروز شد، براى اين بود كه اين اختلافات يك قدرى من [١]) ٨١٢ (، همه توجه به يك مطلب پيدا كردند كه بايد يك جمهورى اسلامى يك حكومت اسلامى باشد. قشر روشنفكر و قشر متقدم و متجدد و بازارى و ساير اقشار همه با هم دست برادرى دادند تا اين كار را انجام دادند. همه هم با هم توجه به اسلام بود. لكن الآن ما احتياجمان به اين وحدت كلمه بيشتر از آن وقتهاست. آن وقت يك نارضايتيهايى از دستگاه بود كه مردم را مجتمع كرد. حتى آنهايى هم كه خيلى علاقه به اسلام نداشتند لكن نارضايتى داشتند از دستگاه، آنها هم با آنهايى كه علاقه داشتند با هم دست به هم دادند. و چون همه اقشار ناراضى بودند، آن نارضايتى اسباب اين شد كه يكوقتى [كه] صدايى بلند شد همه جمع شدند. و الآن احتياج به اين وحدت كلمه بيشتر است؛ براى اينكه آن نارضايتيهايى كه از دستگاه بود، خوب، دستگاهى الآن نيست؛ حالا ديگر هر چه باشد آن فروكش كرد [ه] حالا به واسطه تبليغات سوئى كه باز شروع شده است، همان دستگاههايى كه سابقاً شروع مىكرد [٢]، حالا نارضايتيها را آوردند روى دولت فعلى. آن نارضايتيها كه پيشتر داشتند و آن همه مردم زجر كشيدند. ديگر حساب اين را نمىكنند كه آن زجرها تمام شد، اين حبسهايى كه ابرار را مىگرفتند و حبس مىكردند تمام شد؛ آن گرفتاريها الآن نيست؛ حالا آمدند اطراف دوره مىگردند مىخواهند نارضايتى ايجاد.
[١] فراموش شده، به نسيان سپرده شده.
[٢] اصل: شد.