صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٥٤ - مأموريتهاى رضا خان در ايران
است كه جلوى مقاصد آنها را بگيرند؛ از اين جهت، عشاير را يكى پس از ديگرى خلع سلاح كردند؛ و از محالّ خودشان بيرون كردند، و به قول خودشان تخته قاپو كردند [١] و اين مسائلى كه براى همه عشاير پيش آوردند. هر چه توانستهاند اين ذخاير ملت ما را، اين ذخاير انسانى را، هر چه توانستند اين ذخاير را چپاول كردند؛ از بين بردند. مىديدند كه مجالس، مجالسى كه در ايران تشكيل مىشد، مجالس وعظ و خطابه، مجالس روضه، احتمال داشت كه براى اينها ضرر داشته باشد، جلوى آن را گرفتند. ما يكوقت ديديم كه در تمام ايران ديگر مجلس روضهاى نبود. در قم بعضى از آقايان، آقاى صدوقى يزدى [٢] مجلس روضهاى قبل از اذان صبح داشت كه اول اذان ديگر [بايد] تمام شده باشد. مجالس را بكلى از بين بردند. مساجد و ائمه مساجد و مراجع و هر چه بود، اينها از بين بردند. يعنى نگذاشتند ديگر اين قوه فعاله قوه داشته باشد. مع الأسف آن روز ملت را هم جورى بار آوردند، تبليغاتشان طورى در ملت تأثير كرد، كه ملت هم بسيارى از آنها- البته نه همه- بسيارى از قشرهاى ملت هم مخالف شدند با روحانيت. تبليغات آنها تأثير كرد [و روحانيون] را معرفى كردند به اينكه اينها انگليسى هستند! همان خود انگليسها اينها را اين جور معرفى مىكردند!
يعنى عمال انگليسى توى مردم مىافتادند كه اين آخوندها انگليسىاند! اين آخوندها كذا هستند. درباريند! انگليسى هستند، كه مردم را از اينها جدا بكنند. در هر صورت، همه اقشار ملت را اينها از هم جدا كردند با اسماى مختلف: عشاير از اشرار هستند و بايد سركوب بشوند و بايد چه بشوند، اينها چه، دزدند اينها! عشاير مردم محترم. فرض كنيد در هر جايى چهار تا هم [خلافكار] هست. لكن اينها غرضشان اين حرفها نبود. غرض اين بود كه كارى كه مىكنند و عشاير را خلع سلاح مىكنند، اين را در نظر ملت يك چيز صحيحى جلوه بدهند چنانچه عمامه اهل علم را كه برمىداشتند، در نظر ملت يك كار صحيحى جلوه بدهند: اينها انگليسى هستند، بايد بروند سراغ كارشان! اينها كردند اين
[١] در يك نقطه اسكان دادند و از كوچ سنتى آنان جلوگيرى كردند.
[٢] آقاى محمد صدوقى (نماينده امام در يزد) وى به دست منافقين به شهادت رسيد.