صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣١٣ - حدود الهى براى حفظ حقوق بشر
جمعيت حقوق بشر كجا هستند كه يك كلمه نمىگويند؟ حالا ما اگر آن كسى كه او را كشته است پيدا كنيم و بكشيم، يكدفعه سر قلم «حقوق بشر» باز مىشود و شروع مىكنند به نوشتن و [تبليغ] كردن كه خشونت است. ايران خشونت است، حقوق بشر را ملاحظه نمىكند، اينها چه جمعيتى هستند! من نمىدانم چه تربيتى اينها دارند؛ چه حيواناتى اينها هستند؟!
تربيتهاى مادى و تربيتهاى اسلامى
اين وضع دنياى مادى است. اين وضعِ اين حقوق بشريهاى مادىاند. اين وضع دنياى مادى است كه غير از منافع مادى و غير از منافع اربابهاى خودشان هيچ چيز را ملاحظه نمىكنند؛ چون مطلع بر هيچ چيز نيستند. همه را غمض عين [١] مىكنند؛ تا آنجايى كه منفعت خودشان را در خطر مىبينند؛ [آن وقت] فريادشان بلند مىشود. اين خاصيت تربيتهاى مادى است. و اين نحو حكومتى كه الآن هست خاصيت تربيتهاى اسلامى است، معنوى است؛ كه يك نفر آدم بدون جزا نبايد حبس بشود؛ نبايد تبعيد بشود. نبايد و نبايد و نبايد ... [حقوق] انسانى- اسلامى اين است كه ظلم نبايد بشود، مظلوم هم نبايد حقش ضايع بشود. نه كسى بايد به كسى ظلم بكند و نبايد كه ظلم به ديگران كرد، نبايد غمض عين كرد كه حالا ديگر ظلم تمام شد رفت سراغ كارش!
... جامعه بايد تربيت بشوند. حدود الهى براى تربيت جامعه است؛ نه براى انتقامجويى. اگر قاتل را نكشند، قتل زياد مىشود؛ و فِي الْقِصاصِ حَياةٌ؛ [٢] در قصاص زندگى است. اگر ما درِ قصاص را ببنديم، هر كسى بكشد كارش نداشته باشيم، قتل زياد مىشود؛ زندگى مردم از بين مىرود؛ هر كس دلش خواست هر كسى را مىكشد. قصاص براى اين است كه زندگى بشر تأمين بشود. تربيت است، براى مصلحت جامعه است.
حدود الهى براى حفظ حقوق بشر
تمام حدود الهى براى مصلحت جامعه است. اگر آن آدمى كه فلان كار را مىكند و در
[١] چشمپوشى، ناديده گرفتن.
[٢] بخشى از آيه ١٧٩ سوره بقره.