صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣١٠ - زندانهاى ما و زندانهاى شاه
مىكنيم؟
ما در تمام اين مدتى كه اين حكومت ما، اين حكومت ايران كه الآن هست، در تمام اين مدتى كه [مستقر] است و تمام مدت بعد از انقلاب- ... با اينكه در انقلابها آن قدر مىكشتند- يك آدمى كه بىجرم كشته شده باشد، بيايند و بگويند. بيايند بگويند اين جرم نداشت .... آن طورى كه فوج فوج، جوانهاى ما را مىگرفتند به عنوان اينكه كتاب توى خانه تو است، به عنوان اينكه اعلاميه تو خانه تو است، به عنوان اينكه با كسى كه اعلاميه دارد تو [ارتباط] دارى در كتابفروشى تو يك دانه كتاب يا رساله پيدا مىشود، با اين عنوانها مىگرفتند مىبردند، شكنجه مىدادند، مىكشتند.
زندانهاى ما و زندانهاى شاه
شما در تمام اين مدتى كه اين نخست وزير- نخست وزير اسلامى- آمده است روى كار، يكى را پيدا بكنيد كه در اين دادگاه انقلاب يا در نخستوزيرى يا در ارتش يا در جاى ديگر در اين حكومت بدون جرم يك نفر را گرفته باشند، يك روز حبس كرده باشند، به يك كسى فحش داده باشند. اين جمعيت حقوق بشر متوجه نيستند اينها را؟ يا مىدانند و خودشان را به كرى مىزنند؟ خائنند اينها! اينها مىخواهند ما را باز زير بار همان [اسارتهايى] كه سابق بود بكشند. ما به اين حرفها گوش نمىدهيم. ما براى احقاق حق بشر، براى حقوق بشر [...] تا حالا اين جمعيتى كه كشته شده است براى احقاق حقوق بشر بوده است. دادگاههاى ما با دقت و با همه جور و اشخاص امين [كه] بودهاند اين كار را كردهاند. از اين به بعد باز يك قدرى تخفيف داده شده است، كه [يك قدرى مثلًا] به آن حدّت نباشد. بعدها هم زيادتر تخفيف داده مىشود؛ لكن ما با همين اشخاصى كه اين طور شكنجه كردند، اين طور آدم كشتند- ما سفارش كرديم كه در حبسها حتى به [آنها] يك كلمه درشت نگويند. من اعلام كردم اين را، اعلاميه دادهام، كه حبسى را در حكومت اسلامى- و لو هر چه مجرم باشد- حبسى را حق ندارند به اينكه گرسنگى بدهند، حق ندارند به اينكه يك سيلى به او بزنند، حق ندارند به اينكه او را