صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٦٧ - حزبيها- مليگراها و انقلاب اسلامى
مىكنند و تبليغات زياد- راست و دروغ- تا اينكه يك عده مردم را جمع كنند و رأى بدهند. اينجا اين مسائل نبود. مسأله، اسلام بود، و مردم روى عقايد اسلامى خودشان با آن شور و شعف رفتند و رأى دادند. از سى و پنج ميليون جمعيت، بيست ميليون بيشتر رأى موافق دادند. اين هم سابقه در دنيا ندارد، كه آن قدرى كه مىشد رأى بدهند رأى دادهاند. و از آن طرف، بچههاى اين قدرى [١] كه به حسب قانون كه درست كرده بودند كه رأى نبايد بدهند، اينها ناراحت بودند! پيش من بعضى از آنها آمدند و ناراحتى مىكردند؛ و يك عدهاى اجتماع كردند در آن حياط، از همين بچهها، و اظهار ناراحتى از اينكه چرا به ما اجازه رأى ندادند. اينها يك مسائلى است كه نظير ندارد در دنيا. و اين براى همين است كه مسأله اسلامى است؛ و نظير ندارد در دنيا.
حزبيها- مليگراها و انقلاب اسلامى
قضيه قضيه «ملى» بودن نيست؛ قضيه قضيه- عرض مىكنم كه- «حزبى» بودن نيست. از اين مليها و از اين حزبها بودند كه همه شكست خوردند. تا اينجا كه ما آمديم، با روحيه پاك و ضمير صاف، مردم، با توجه به اسلام، با توجه به ديانت تا اينجا آمدند، و پيش بردند. اگر اين روحيه از مردم- خداى نخواسته- گرفته بشود، ما رو به شكست خواهيم رفت. ما با اين رمز پيش آمديم؛ اگر اين رمز از دست ما گرفته بشود و اختلافات حاصل بشود؛ [...] كه الآن يك قشرهاى مختلفى ... [پيوسته] خودنمايى مىكنند؛ و اين جزء اشتباهاتى است كه مىكنند؛ اگر چنانچه مثلًا مردمِ ملى باشند و حزبى باشند. اشتباه مىكنند كه يك جبهههايى، يك حزبهاى مختلفى درست مىكنند. اين حزبهاى مختلف هيچ وقت از آنها كار نمىآيد. جز اينكه يك تشتتى ايجاد بكنند و يك اختلافى ايجاد بكنند و موجب تشتت و اختلاف بشوند، كارى از اينها نمىآيد. و اگر- خداى نخواسته- نظر سوء دارند، حساب شده آمدهاند براى اينكه ايجاد اختلاف بكنند؛ بايد ما بيدار باشيم و توجه داشته باشيم به اينكه نگذاريم اينها كارشان به ثمر برسد؛ و اين امر مهمى
[١] به كودكى نه يا ده ساله اشاره مىكنند.