صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٥٠ - گذرى به دوران رضا خان و محمد رضا شاه
از تبريز قيام واقع شد و دنبال آن علماى بزرگ تبريز را گرفتند و تبعيد كردند؛ و ظاهراً به سُنْقُر تبعيد كردند؛ و بعدش علماى اصفهان قيام كردند؛ كه در اين قيام ساير علماى بلاد هم از همه جاها به قم آمدند و مركز را قم قرار دادند؛ لكن باز با حيله و با فشار اين را هم ساكت كرد و خفه كرد؛ و ديديد كه در مدت چندين سال كه اين مشغول به فعاليت بود و مشغول به سلطنت بود با مردم چه كرد و با ذخاير ما چه كرد؛ كه شايد نتواند تاريخ درست اطلاع در آن پيدا بكند. و آن وقت كه بنا شد برود، و رفت، انگلستان اعلام كرد به وسيله راديو دهلى- كه آن وقت تحت نظر انگلستان بود- كه رضا شاه را ما آورديم؛ و بعد از اينكه خيانت كرد به ما، او را برديم! وقتى كه بردند او را، جواهرهاى ايران را در چمدانها گذاشتند و در كشتى گذاشتند او را، و خود او هم، يعنى جواهرها را خود او جمع كرد، چمدانها را پر كرد از جواهر. و با كشتى حركتش دادند براى بيرون از ايران و در بين دريا- آن طورى كه به ما آن وقت اطلاع دادند- در بين دريا يك كشتى ديگرى آوردند و متصل به اين كشتى كردند، و به او گفتند بيا توى اين كشتى. رفت و گفت پس چمدانها چه؟ گفتند خوب آن هم مىآيد. او را بردند به جزيره موريس، و چمدانها هم به انگلستان رفت!
و بعد از او بر حسب، آن طورى كه خود محمد رضا در يكى از كتابهايش [١] نوشت «اينكه متفقين كه آمدند به ايران، صلاح ديدند كه من باشم!» اعتراف كرد كه متفقين او را تحميل كردهاند منتها بعد اين را- از قرارى كه گفتند- از كتاب حذف كردهاند .... اين هم كه خيانتش را ديگر همه شما و جنايتهايى كه كرده- خصوصاً در اين چند سال اخير- همه اطلاع داريد. جناياتى كه او كرده است نمىشود همه مطلع باشند همه جنايات را؛ براى اينكه بعضى از جنايات همچو مخفى بوده است كه كسى اطلاع از آن پيدا نكرده جز خود او، و بعضى از اشخاصى كه خواص بودند؛ و كارش را هيچ كس مطلع نشده است غير از خودش، و مثلًا كارتر [٢] يا امثال آنها. اين هم وقتى كه مىخواست برود، ... جواهرات را
[١] كتاب «مأموريت براى وطنم» نوشته محمد رضا پهلوى. بخشى از مطالب اين كتاب، بعد از انتشار به دستور محمد رضا، سانسور شد.
[٢] جيمى كارتر، رئيس جمهور وقت ايالات متحده امريكا.