صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٣٦ - حكومت اسلامى و حكومتهاى طاغوت
هيچ ابداً [وحشتى] نيست. وقتى كه آن ... [پيرزن در ديدار با] پيغمبر خواست وحشت بكند، حضرت فرمود: ... من پسر آن زنى هستم كه گوشت را قديد [١] مىخورد! روى سنگ مىگذاشت؛ من پسر آن هستم؛ تو براى چه ...؟ خودش را اين طور پيش او [پايين مىآورد] كه نبادا او وحشت بكند.
در حكومتهاى طاغوتى با مردم مملكت جورى رفتار شده است و رفتار كردند كه وحشت برشان مىدارد از اينها! يكى در يك طرف واقع مىشود، آنها در يك طرف ديگر؛ مثل دو تا دشمن! بازار تهران با كلانتريهاى بازار، دشمن بودند؛ دو تا دشمن. براى اينكه اينها رفتار دشمنانه معامله دشمنى با آنها مىكردند. در صورتى كه بايد رفاقت باشد. او پاسبان است؛ يعنى بايد پاسدارى از اين مردم بكند. همه قشرهاى انتظامى، براى رفاه مردم است. الفاظش نبايد باشد؛ واقعش بايد باشد. نظام براى اين است كه رفاه مردم را تهيه كند. بله، قشرهاى نظامى بايد اشخاصى را كه تعدى مىكنند با آنها با شدت رفتار كنند؛ اما اشخاص عادى و مردم را باهاشان به دوستى و رفاقت رفتار كنند. اما درست بر عكسِ حكومتهاى غير اسلامى [يعنى] آنها با همه مردم، با شدت بايد رفتار كنند. مىخواهند ايجاد رعب كنند در دل آنها. براى چه؟ براى اينكه اينها با مردم آن طور رفتار نكردند كه مأمون باشند از سوى مردم؛ وقتى مأمون نباشند از مردم، مىخواهند با اين ترساندنِ مردم، خودشان را حفظ كنند! به خلاف يك نظامى، ... يا حكومتى كه مردم دوست او هستند؛ اين وقتى در بين مردم مىرود، مردم همه دورش را مىگيرند و دستش را مىبوسند، صورتش را مىبوسند. اين ديگر ترسى ندارد از مردم.
اينكه مىبينيد اينها برنامهشان اين است كه در مردم ايجاد رعب بكنند، براى اين است كه وضعشان در جامعه يك وضع نابسامانى است؛ از اين جهت ايجاد رعب مىكنند. اما اگر خير، اينها با مردم دوستى و رفاقت داشته باشند، خوب، مردم دشمنى ندارند با اينها؛ از خودشاناند.
[١] گوشت خشك شده