صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢١٧ - انقلاب اسلامى و ديگر انقلابها
جدا كنند و همه را از هم؛ به هم بريزند. پيشتر مثلًا يكى از چيزهايى كه بود اين ارتشيها در نظر ملت يك مردمى فاسدِ كذا- آن طور كه مىگفتند. آنها هم از اينها مىخواستند كه به اينها زورگويى بكنند چه چه؛ و دوتايى [ملت و ارتش] همچو دشمن هم بودند كه اگر يك جمعى از اينها يك جا پيدا مىشد، مردم دنبال اينها هيچ نمىآمدند. الآن وضع جورى شده است كه امروز در مدرسه فيضيه اقشار مختلفى با هم جمع بودند: يك دسته از شيراز- پادگانهاى شيراز- آمده بودند در آنجا مجتمع بودند، يك دسته فرهنگيها آمده بودند مجتمع بودند، يك دسته- عرض كنم كه- پزشكان همين طور؛ از اطراف. كه من به آنها گفتم كه خوب، شما ببينيد ما همه قبلًا از هم فرار مىكرديم؛ حالا با هم نشستيم و ... صحبت مىكنيم. عشاير آمده بودند؛ عشايرى كه هيچ وقت با ما صحبتى نمىكردند آمده بودند، همه با هم جمع شده بودند. خوب، اينها يك مسائلى است كه شده است. البته بازسازى بعد از انقلاب از امور بسيار مشكل است.
انقلاب اسلامى و ديگر انقلابها
و بحمد اللَّه [انقلاب] ايران از همه انقلابات بهتر بوده. اين انقلابْ سفيد بود نه آن انقلاب ايشان! انقلاب سفيد اين بود كه در ساير ممالك در شوروى، در فرانسه انقلابى كه در آنجاها پيدا شده انقلاب خونينى بوده كه ميليونها آدم كشته شده است و خرابيها وارد شده است؛ بدتر از همه [هم] كه شوروى. مرحوم قرنى [١] مىگفت كه مقاومت دولت [شاه] در مقابل مردم سه ساعت و نيم بود! ما خيال مىكرديم خوب دو- سه روز يا يك شب شد؛ ايشان گفت سه ساعت و نيم بود! خوب، اينها كودتا كردند، اينها قيام كردند، كودتا كردند: اول رفتند سراغ نيروى هوايى كه آنجا را بكوبند و بعد هم بريزند همه ماها را بكشند و مسأله و غائله را ختم كنند. مردم ريختند و موافقت كردند و آنها هم [قشرهايى از سربازها] اينها هم متصل به مردم شدند .... مرحوم قرنى به من گفت كه در
[١] آقاى ولى اللَّه قرنى، اولين رئيس ستاد ارتش جمهورى اسلامى كه به دست گروهك «فرقان» به شهادت رسيد.