پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٢ - ٥- فلسفه وجود امام
«امامت، مقام انبياء، و ارث اوصياء است؛ امامت نمايندگى و جانشينى خدا و جانشينى پيامبر صلى الله عليه و آله است؛ ... امام ماه درخشان، و چراغ پرفروغ، و نور تابان، و ستاره هدايت در ظلمت و تاريكى است و رهايى بخش از سقوط و مرگ ... امام، ابر بارنده و پر بركت و باران پى در پى (و حياتبخش) و خورشيد درخشان است ... امام امين خدا در ميان خلق، و حجت او بر بندگان، و جانشين او در سرزمينهاى الهى است، و دعوت كننده به سوى او، و دفاع كننده از حرمش مىباشد ... مايه نظام دين و عزت مسلمين، و خشم منافقين و هلاك كافران است». [١]
امير مؤمنان على عليه السلام در يك جمله كوتاه، روح امامت را مجسم فرموده، مىفرمايد: «وَمَكانُ الْقَيِّمِ بِالامْرِ مَكانُ النِّظامِ مِنَ الْخَرْزِ، يَجْمَعُهُ و يَضُمُّهُ، فَاذا انْقَطَعَ النِّظامُ، تَفَرَّقَ الخَرْزُ وَذَهَب، ثُمَّ لَمْ يَجْتَمِعْ بِحَذافيرِهِ ابَداً»:
«موقعيت امام عهدار دار امور مسلمين، موقعيت ريسمانى است كه مهرهها را به نظم مىكشد، و آنها را جمع كرده و در كنار يكديگر قرار ميدهد؛ اگر ريسمان از هم بگسلد مهرهها پراكنده مىشود و هر كدام به جايى خواهد افتاد. سپس هرگز نمىتوان آنها را جمع آورى كرد و نظام بخشيد (همچنين اگر امام در ميان مردم نباشد شيرازه جامعه از هم مىپاشد)». [٢]
[١]. اصول كافى، جلد اول، صفحه ٢٠٠ حديث ١ (باب نادر جامع فى فضل الامام).
[٢]. نهج البلاعه، خطبه ٤٦.