پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٩٧ - ١٢- آيه بينه و شاهد
مشهور اهل سنت دارد گفته شود آن يك روايتى است كه شيعه آن را نقل مىكند، آيا مفسر المنار اين همه رواياتى را كه در الدر المنثور و شواهد التنزيل و حتى روح المعانى در مورد تفسير شاهد به على عليه السلام آمده است نديده، و مىگويد: اين روايت را فقط شيعه نقل كرده، يا بايد گفت هر روايتى كه به نفع مكتب شيعه باشد، رويات شيعى است، هر چند دهها نفر از روات اهل سنت آن را نقل كرده باشند؟!
٢- جمعى از مفسران اهل سنت اين تفسير را كه منظور از شاهد زبان پيامبر صلى الله عليه و آله است مىپذيرند- مفهومى كه در هيچ كجاى قرآن ديده نمىشود- در حالى كه المنار آن را يك روايت ضعيف مىشمرد، شايد او به اين حقيقت توجه كرده است كه تفسير «شاهد» به زبان پيامبر صلى الله عليه و آله، و همچنين «يتلوهُ» را به «تلاوت» قرآن تفسير كردن، بسيار پر تكلف است.
زيرا معنى مجموع جمله اين مىشود: «آيا كسى كه دليل روشنى يعنى قرآن از سوى پروردگارش داشته و زبانش آن را تلاوت مىكند و بر آن گواهى مىدهد ...
مانند كسى است كه چنين نيست» مفهوم اين سخن آن است كه پيامبر صلى الله عليه و آله شاهد و گواه خويشتن است، آيا مدعى مىتواند شاهد خويش باشد؟ يا بايد شاهد و گواه شخص ديگرى باشد؟ مگر قرآن را پيامبر نياورده، چگونه زبان پيامبر صلى الله عليه و آله شاهد قرآن است؟ مگر زبان پيامبر صلى الله عليه و آله غير از خود او است؟، چگونه مىتوانيم جزء وجود كسى را شاهد و گواه خودش قرار دهيم؟! كسى كه نخواهد به واقعيتها اعتراف كند به اين بيراههها كشيده خواهد شد.
٣- اينكه گفتهاند منظور از «شاهد» «جبرئيل» است در حالى كه هيچ كس از مردم اين شاهد را نمىبيند و از وجود او خبر ندارد، چگونه با مفهوم شهادت سازگار است؟ آيا مجبوريم شعرى بگوئيم كه در قافيه آن گرفتار شويم؟
٤- عجيبتر اين كه آلوسى در روح المعانى مىگويد: منظور از «بيّنه» قرآن است،