پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢١٥ - ٥- آيه قربى
دوست نداشت، حتى كسانى كه در عمل كوتاهى داشتند، به حكم ايمان به خدا و قرآن به اين امور علاقه داشتند؛ هر چند عمل نمىكردند.
از همه اينها گذشته «القربى» به معنى قرب و نزديكى است، نه «نزديك كننده»، لذا در تمام مواردى كه اين واژه در قرآن مجيد در آن به كاررفته است (١٥ بار غير از آيه مورد بحث) به معنى اشخاصى آمده است كه داراى قرب و نزديكى (و عمدتا داراى قرابت خويشاوندى) هستند.
چرا و به چه دليل آيه مورد بحث، بر خلاف تمام موارد استعمال قرآنى و مفهوم لغوى اين كلمه تفسير شده؟ آيا جز همان انگيزههايى كه در بالا به آن اشاره شد، چيز ديگرى بوده است؟!
قابل توجه اينكه بسيارى از ارباب لغت، تصريح كردهاند كه «قربى»،- يا- «ذى القربى»، به معنى نزديكى و قرابت در نسب است، مقاييس اللّغه مىگويد: «فلان ذو قرابَتى، هُوَ مَنْ يَقْرُبُ مِنْكَ رَحِماً»، سپس مىافزايد: «القربى، القرابة» يعنى هر دو به يك معنى مىباشد و در لسان العرب آمده است، «والْقرابَةُ وَ القُربى: الدُنُوُّ فى النَّسَبِ»: «قرابت و قربى به معنى نزديكى نسبى است».
٢- بعضى ديگر گفتهاند: منظور اين است كه شما مسلمانان بستگان خودتان را به عنوان پاداش رسالت دوست داريد! در حالى كه دوست داشتن بستگان خود تناسبى با اجر رسالت ندارد.
تعجب است، چگونه دوستى «ذوى القربى» پيامبر صلى الله عليه و آله كه مناسبتترين معنى در اينجا است رها مىشود و دوستى «ذوى القربى» خودشان به عنوان اجر رسالت مطرح مىگردد؟!
٣- بعضى ديگر از مفسران گفتهاند منظور اين است خويشاوندى من (پيامبر) را نسبت به خودتان به عنوان پاداش رسالت محفوظ داريد، و به خاطر اينكه بابسيارى