پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٩٤ - شأن نزول
كهيل و خود على عليه السلام نقل شده است. [١]
همين معنى در كتاب السباب النّزول واحدى از جابربن عبداللَّه، و همچنين از ابن عبّاس نقل شده است. [٢]
مفسّر معروف جاراللَّه زمخشرى در كتاب كشّاف مىگويد: اين آيه درباره على عليه السلام نازل شده؛ در آن هنگام كه شخص سائلى تقاضاى كمك كرد و او در حال ركوع نماز بود، انگشترش را براى او افكند. [٣]
فخر رازى در فسير خود از عبداللَّه بن سلام نقل مىكند؛ هنگامى كه اين آيه نازل شد، من به رسول خدا صلى الله عليه و آله عرض كردم كه با چشم خود ديدم على عليه السلام انگشترش را در حال ركوع به نيازمندى صدقه داد به همين دليل ما ولايت او را مىپذيريم.
و نيز از ابوذر نقل مىكند كه مىگويد: روزى نماز ظهر را با پيامبر صلى الله عليه و آله مىخواندم كه سائلى در مسجد تقاضاى كمك كرد؛ كسى چيزى به او نداد، سائل دست به سوى آسمان برداشت و عرض كرد: خداوندا! گواه باش، من در مسجد پيامبر تو تقاضاى كمك كردم؛ كسى چيزى به من نداد. على عليه السلام در حال نماز بود با انگشت كوچك دست راست خود كه در آن انگشترى بود اشاره كرد؛ سائل آمد و انگشتر را در برابر چشم پيامبر صلى الله عليه و آله گرفت. پيامبر صلى الله عليه و آله عرض داشت: خداوندا! برادرم موسى از تو تقاضا كرد كه سينه مرا گشاده دار ... و برادرم هارون را در كار نبوّت من شركت ده. تو به او فرمودى: من به زودى بازوى تو را به وسيله برادرت قوى مىكنم؛ و براى شما قوّت و پيروزى قرار مىدهم. خداوندا! من محمّد صلى الله عليه و آله پيامبر و برگزيده توام؛ به من شرح صدر ده، و كار را براى من آسان كن، و براى من وزيرى از اهل بيتم قرار ده، و به وسيله او پشت مرا قوى كن. ابوذر مىگويد: به خدا سوگند، رسول خدا صلى الله عليه و آله اين سخن را تمام نكرده بود كه جبرئيل نازل شد و گفت: اى محمّد صلى الله عليه و آله بخوان انَّما وَليكُمُ اللَّه وَ
[١]. تفسير الدر المنثور، جلد ٢، صفحه ٢٩٣.
[٢]. اسباب النزول، صفحه ١٤٨.
[٣]. تفسير كشاف، جلد ١، صفحه ٦٤٩.