پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٩١ - ٤- چرا على عليه السلام به حديث غدير استدلال نفرمود؟
بخشى از آن در داستان غدير نازل شده باشد البتّه از يك نظر كلّى اين دو با هم پيوند دارند تعيين جانشين براى پيامبر صلى الله عليه و آله تأثير روشنى روى مسائل اهل كتاب نيز مىگذارد؛ چرا كه باعث يأس آنها در مورد فروپاشى اسلام با رحلت پيامر صلى الله عليه و آله خواهد شد.
٤- چرا على عليه السلام به حديث غدير استدلال نفرمود؟
بعضى ديگر از بهانه جويان مىگويند اگر حديث غدير با اين عظمت واقعيّت دارد چرا حضرت على عليه السلام و اهل بيت او و ياران و علاقهمندانش در موارد لزوم به آن استدلال نكردند؟ آيا بهتر نبود كه آنها براى اثبات خلافت بلافصل على عليه السلام به چنين مدرك مهمّى استناد مىجستند؟!
اين ايراد مانند بسيارى از ايرادهاى ديگر به خاطر عدم آگاهى كافى از كتب حديث و تاريخ و تفسير است. زيرا موارد زيادى در كتب دانشمندان اهل سنّت نقل شده كه خود على عليه السلام يا ائمه اهل بيت عليهم السلام يا علاقهمندان به حديث غدير استدلال كردهاند؛ و شگفت آور است چگونه ايراد كنندگان آنها را نديدهاند.
از جمله خطيب خوارزمى حنفى در كتاب مناقب خود از عامر بن واثله نقل مىكند در روز شورى- شوراى شش نفرى كه براى انتخاب خليفه بعد از عمر معين شده بود- با على عليه السلام همراه بودم و شنيدم كه او با ساير اعضاى شورا چنين مىگفت:
«دليل محكمى براى شما اقامه مىكنم كه عرب و عجم توانايى تغييرآن را نداشته باشد ... شما را به خدا سوگند آيا در ميان شما كسى جز من وجود دارد كه پيامبر صلى الله عليه و آله در حقّ او گفته باشد:" مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ فلىٌّ مَوْلاهُ، اللّهُمَّ والِ منْ والاهُ وَانْضُرْ مَنْ نَصَرَهُ لِيُبَلِّغْ الشّاهِدُ الْغائِبَ"»- همه گفتند: نه. [١]
اين روايت را حموينى در فرائد السّمطين در باب ٥٨ و ابن حاتم در درُّ النّظيم و
[١]. مناقب، صفحه ٢١٧.