پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٧٨ - محتواى روايات غدير
خَيّراً»: «ما گواهى مىدهيم تو وظيفه رسالت را ابلاغ كردى و شرط خيرخواهى را انجام دادى و آخرين تلاش و كوشش را در راه هدايت ما نمودى؛ خداوند تو را جزاى خير دهد».
سپس فرمود: «آيا شما گواهى به يگانگى خدا و رسالت من و حقانيّت روز رستاخيز و برانگيخته شدن مردگان در آن روز نمىدهيد؟! همه گفتند: «آرى، گواهى مىدهيم» فرمود: «خداوندا گواه باش»! ....
بار ديگر فرمود: «اى مردم! ايا صداى مرا مىشنويد؟ ...» گفتند: «آرى» و به دنبال آن، سكوت سراسر بيابان را فرا گرفت و جز صداى زمزمه باد چيزى شنيده نمىشد.
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «... اكنون بنگريد با اين دو چيز گرانمايه و گرانقدر كه در ميان شما به يادگار مىگذارم چه خواهيد كرد؟ يكى از ميان جمعيّت صدا زد: «كدام دو چيز گرانمايه يا رسول اللَّه؟!.»
پيامبر صلى الله عليه و آله بلافاصله فرمود: اوّل ثقل اكبر، كتاب خدا است كه يك سوى آن به دست پروردگار و سوى ديگرش در دست شما است؛ دست از دامن آن برنداريد تا گمراه نشويد. و امّا دوّمين يادگار گرانقدر من خاندان من هستند و خداوند لطيف خيبر به من خبر داده كه اين دو هرگز از هم جدا نشوند، تا در بهشت به من بپيوندند. از اين دو پيشى نگيريد كه هلاك مىشويد و عقب نيفتيد كه باز هلاك خواهيد شد.
ناگهان مردم ديدند پيامبر صلى الله عليه و آله به اطراف خود نگاه كرد گويا كسى را جستجو مىكند و همينكه چشمش به على عليه السلام افتاد، خم شد و دست او را گرفت و بلند كرد؛ آنچان كه سفيدى زير بغل هر دو نمايان شد و همه مردم او را ديدند و شناختند كه او همان افسر شكستناپذير اسلام است. در اينجا صداى پيامبر صلى الله عليه و آله رساتر و بلندتر شد و فرمود: «ايُّهَا النّاسُ مَنْ اوْلَى النّاسِ بِالمُؤمِنينَ مِنْ انْفُسِهِمْ»: «چه كسى از همه