پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٤٨ - خردهگيرىها بر مسأله عصمت
مسائل را دنبال كرديم.
و به طور خلاصه و فشرده به چند نكته بايد اشاره كرد:
١- در بسيارى از موارد، معصومان به عنوان يك سرمشق براى مردم سخن مىگفتند و گفتههاى آنها جنبه تعليمى داشته است. جالب اينكه در تفسير روح المعانى كه بعد از طرح اشكال در مورد على عليه السلام، همين پاسخ را آورده سپس مىگويد: قصد تعليم آن گونه كه در بعضى از دعاهاى پيامبر صلى الله عليه و آله است در كلام على عليه السلام بعيد است. [١]
معلوم نيست چرا در كلام پيامبر صلى الله عليه و آله بعيد نيست اما در كلام على عليه السلام بعيد است؛ اين يك بام و دو هوا دليلى جز تعصب عميق اين مفسر معروف ندارد.
٢- در بعضى از موارد هدف اين بوده كه بگويند ما بدون تكيه بر لطف خداوند از خود چيزى نداريم؛ و اين مواهب و امدادها و توفيقات او است كه ما را معصوم مىدارد؛ و به تعبير ديگر جملهاى كه از على عليه السلام نقل شده، درست بر عكس آنچه خرده گيران گفتهاند. دلالت بر معصوم بودن او به كمك الطاف الهى دارد. زيرا امام مىگويد من شخصاً (بدون پروردگار) از خطا مصون نيستم؛ و اين موهبت جز به امداد پروردگار نيست؛ و يا به تعبيرى كه در سوره «يوسف» آمده جز برهان رب نيست.
٣- بسيارى از امورى كه به عنوان گناه در آيات يا دعاها آمده، چيزى جز ترك اولى محسوب نمىشود؛ و مطابق تعبير معروف، مصداق «حَسَناتُ الابْرارِ سَيِئاتُ المُقَرَّبينَ» است كه مىگويد: «حسنات نيكان، گناهان مقرّبان محسوب مىشود».
اين نكته نيز لازم به ذكر است كه منظور از ترك اولى، اين نيست كه كار واجبى را ترك كرده باشند يا گناه و حتى مكروهى را انجام داده باشند؛ بلكه منظور انجام فعل
[١]. روح المعانى، جلد ٢٢، صفحه ١٧.