پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١١٢ - علم امام
قرآن مجيد در مورد پيشواى بنى اسرائيل «طالوت» مىفرمايد: انَّ اللَّهَ اصْطَفاهُ عَلَيْكُمْ وَ زادَهُ بَسْطَةً فِى الْعِلْمَ وَ الْجِسْمِ: «خدا او را بر شما برگزيده، و او را در دانش و توانايى جسمانى، فزونى بخشيده است.» [١]
به اين ترتيب در برابر بهانه جويان بنى اسرائيل كه مىگفتند طالوت از يك خانواده فقير و ناشناخته و دستش از مال دنيا تهى است، فرمود ركن اصلى حاكميت الهى «علم» و «قدرت» است كه خدا به او بهره كافى از آن داده است.
در مورد حضرت يوسف عليه السلام هنگامى كه خود را شايسته عهده دار شدن بخشى از حكومت مصر، يعنى اداره بيت المال، معرفى مىكند، روى مسأله علم و آگاهى و امانتدارى تكيه مىنمايد: قالَ اجْعَلْنى عَلى خَزائِنِ الارْضِ انّى حَفيظٌ عَليمٌ: « (يوسف) گفت: مرا سرپرست خزائن سرزمين (مصر) قرارده، كه من نگاهبانى آگاهم» [٢]
حتى همانگونه كه در مورد علم انبياء گفتيم كه آنها حداقل بايد از بخشى ازجهان غيب آگاه باشند تا بتوانند مأموريت خود را به خوبى انجام دهند، درباره امامان نيز صادق است.
مأموريت آنها نيز جهانى است، بايد از اسرار جهان آگاه باشند، مأموريت آنها به گذشته و آينده پيوند خورده است، چگونه ممكن است از گذشته و آينده آگاه نباشند و مأموريت خود را به خوبى انجام دهند، و براى همه برنامه ريزى كنند.
قلمرو مأموريت آنها ظاهر و باطن اجتماع، و درون و برون مردم را شامل مىشود.
انجام اين امور مهم بدون آگاهى از علم غيب ممكن نيست؛ اين همان چيزى است كه در حديث امام صادق عليه السلام با تعبير بسيار جالبى آمده است:
مىفرمايد: «مَنْ زَعَمَ أَنَّ اللَّهَ يَحْتَجُ بِعَبْدٍ فى بِلادِهِ ثمَّ يَسْتُرُ عَنْهُ جَميعَ ما يَحْتاجُ الَيهْ فَقَدْ افْتَرى عَلَى اللَّهِ»: «كسى كه گمان كند خدا بندهاى را حجت خويش در زمين قرار داده، سپس تمام آنچه را او به آن نياز دارد از وى پنهان مىكند بر خدا افترا زده
[١]. سوره بقره، آبه ٢٤٧.
[٢]. سوره يوسف، آيه ٥٥.