فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢٠٤ - شيخ فضل اللّه نورى مواجهه عقلانيتِ «وحىْ باور» با على ابوالحسنى (منذر)
همراهان وى در اواخر دوران تحصن حضرت عبدالعظيم (ع) تدوين شده و در آن، كراراً به اين نكته تصريح گرديده است.
در آن عهدنامه، ضمن شرح حقوق شخص شيخ فضل اللّه بر گردن علماى متحصن، به عنوان هشتمين حق، مىخوانيم كه:
هرگاه يكى از علما و اِخوان، به اعتقاد خود خطايى در مسالك عاديه بلكه شرعيّه از «شيخ نورى» گمان بُرد، اولاً سرّاً به خود ايشان اظهار كند، چنانچه رفع شبهه شد فَبِها، و الاّ فقط بين اخوان مطرح كند، هرگاه اتفاق آراء شود اجماعاً بايد درصدد برآمده ايشان را از آن مسلك منصرف كنند.
نيز در شرح حقوق همراهان شيخ در تحصن بر شخص ايشان، به عنوان سومين حق آنان آمده است كه:
هرگاه اتفاق آراء علماء مهاجرين بر امرى شود و مخالف رأى و مسلك ايشان بوده، اولاً حق دارند به حجت و برهان ايشان را منصرف نمايند و اگر منصرف نشدند به طور حتم بايد رأى علما را مقدّم داشته مخالفت رأى خود كنند. (٨٨)
روشن است كه لزوم مقدّم داشتن رأى ديگران بر شيخ، به اعتبار قوّت منطق آنان در برابر شيخ و توفيق آنها در اقناع شيخ نيست (زيرا در عهدنامه تصريح شده كه اگر شيخ از رأى و مسلك خويش «منصرف نشد»، چنين كنند)، بلكه به اعتبار همان «ترجيح نظر جمع بر فرد» است (كه البته مىدانيم، در كل، خاصيت آيِنِگى و حق نمايى دارد).
توجه داريم كه، تقابل ميان نظريات «فرد» و «جمع» در انجمنها و مجامع گوناگون، به لحاظ كَمّى، مىتواند مراتب و درجات مختلف داشته باشد كه يكى از رايجترين و شناختهترينِ آنها، تقابل رأى اقليّت (اقليت به معناى بيش از يك نفر) با اكثريت است. در ميثاق اخوّت شيخ و يارانش، هرچند به تقابل اقليت (به معناى
(٨٨) براى متن اين ميثاق ر.ك: خانه، بر دامنه آتشفشان؛ شهادتنامه شيخ فضل اللّه نورى، از همين قلم.