فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٩٦ - شيخ فضل اللّه نورى مواجهه عقلانيتِ «وحىْ باور» با على ابوالحسنى (منذر)
اگر كسى را گمان آن باشد كه مقتضيات عصر، تغيير دهنده بعض موادّ قانون الهى است يا مُكَمَّلِ آن است، چنين كس... از عقايد اسلامى خارج است. به جهت آنكه پيغمبر ما خاتم انبياست و... خاتَمْ، آن كسى است كه آنچه مقتضىِ صلاحِ حالِ عباد است اِلى يَومِ الصُّور (٧٥) به سوى او وحى شده باشد و دين را كامل كرده باشد. پس بالبديهه، چنين اعتقاد، كمال منافات را با اعتقاد به خاتميّت و كمال دين او دارد و انكار خاتميّت، به حكم قانون الهى، كفر است. (٧٦)
براى درك اشارات و تعريضات شهيدى، بايستى ديدگاهها و اظهارات جناح مقابلِ شيخ را در نظر گرفت، تا معلوم شود كه وى، با اين عبارات، چه ديدگاهى را هدف گرفته بود.
دهخدا در ١٥ نوامبر ١٩٠٨ از پاريس به دوستش در لندن مىنويسد:
در اينجا با يك خانم فرانسوىِ طرفدار مشروطه ايران، مشغول تهيه متن كنفرانسى هستيم حاوىِ بحثِ «از موافقت تامّهاى كه اسلام حقيقى با اصول عصر حاضر دارد و نيز از تغييراتى كه ايران به اسلام داد و آن را موافق حال و مشرب خود كرد... از اولين نهضت ايرانيان به طرف اخذ اصول عصر جديد كه از زمان ميرزا تقى خان امير شروع شده و از سيد جمال افغان و ميرزا آقاخان كرمانى... و پرنس ملكم خان و... گذشته به ابتداى شورش اخير ختم مىشود...». (٧٧)
در خطابه افتتاحيه مجلس دوم (كه چندى پس از شيخ ايراد شد) از «اصول
(٧٥) تا روز دميده شدن صور اسرافيل يعنى تا روز بازپسين.
(٧٦) همان: ص ٥٧ ، به نقل از تذكرة الغافل.
(٧٧) نامههاى سياسى دهخدا، به كوشش ايرج افشار، انتشارات روزبهان، تهران ١٣٥٨، ص ٢٣.