فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٧٩ - شيخ فضل اللّه نورى مواجهه عقلانيتِ «وحىْ باور» با على ابوالحسنى (منذر)
همراه با «تعقل و تدبّر ژرف در پديدهها و رويدادها» است، نه چيز ديگر.
٢. اساساً بايد گفت كه نظريه «مشروطه مشروعه» شيخ، مفهومى جز استقرار «دمكراسى پارلمانى غربى» در كشور البته با ابزار كنترل شرعى (نظارت فقها) نداشت و درواقع، تلفيقى هوشمندانه و مدبّرانه از دستاوردهاى مثبت تمدن غرب (دمكراسى بهمثابه يك روش) با موازين شرعى و وِلايى مذهب شيعه بود.
متأسفانه در تواريخ مشروطه و نيز جرايد كشورمان، شاهد درج اظهارنظرها، تحليلها و داورىهاى بسيارى درباره شيخ فضلاللّه و مواضعش نسبت به مشروطه و غرب، بوده و هستيم كه غالباً بىبنياد و فاقد وجاهت علمى و منطقى است و حتى در بسيارى از موارد، داستان مغالطه نوشتن كلمه «مار» و كشيدن شكل «مار» را به ذهن تداعى مىكند.
به خاطر دارم در سال ١٣٧٤ دكتر جلال توكليان مقالهاى با عنوان «انديشه سياسى شيخ فضل اللّه نورى» در مجله كيان به چاپ رساند كه در آن ادعا شده بود:
شيخ و ديگر مشروعهخواهان در مخالفت با مشروطه تا بدانجا پيش مىرفتند كه هر چيز نو و جديدى را كه در عرصه اجتماع و در مناسبات ميان مردم اتفاق مىافتد (مثلاً... استفاده از عينك...، تأسيس مدارس جديد...) به مشروطيت نسبت مىدادند و با ناخرسندى اظهار مىداشتند كه نظام مشروطه باعث ترويج تشبّه به فرنگيان... شده است. (٣٧)
ظاهراً جناب توكليان نمىدانست تصوير خود شيخ با عينك (كه در كتابخانه خود نشسته) در كتابها موجود است و اولين بار نوه شيخ (مرحوم دكتر شمس الدين تندركيا) آن را در دوران پهلوى به چاپ رساند. در مورد موضع شيخ نسبت به «مدارس جديد» نيز بايد به اطلاع ايشان رسانيد كه حدود ١٠ سال پيش از طلوع مشروطه، يعنى در سالهاى ١٣١٥ و ١٣١٦ قمرى (مقارن با حكومت امين الدوله،
(٣٧) مجله كيان، تهران، سال ٥، شماره مسلسل ٢٧، مهر و آبان ٧٤، ص ٢٥.